X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

جهان آرام نیست و شایدم  همین پیادروی را هم از ما بگیرند !


تورج پارسی


 شنبه شانزدهم جولای دوهزار شانزده یک روز ابری


پیاده روی که می کنم خود را ، ترا و او را مرور می کنم ، نه زمان و نه مکان را نیاز نمی بینم ! چشماننم پر از بارانند بر رخ گل ها ، بر رخ صداها ، بررخ خرگوشی  که شایدم نگران به این سو و آن سو چشم می دوزد ! پرنده ای روی زمین دانه می چیند ، راهم را کج می کنم که اشتها زده نشود !  

جهان آرام نیست و شایدم  همین پیادروی را هم از ما بگیرند !

 به راستی به کجا می برند مارا ؟