امروز از پگاه نصرت را زمزمه کردم
تورج پارسی
امروز از پگاه نصرت را زمزمه کردم ،دو بیتی که ورد زبانش بود ، یک باره صدایش در گوشم پیچید که همچون همیشه از دولت می سرشار بود ، خواند ، خواند و خیام وار خواند و تو ای رهگذر پژواک صدایش را می شنوی :
گور
درنگی رهگذر آخر درنگی
به پیش پای تو خوابیده سنگی
به زیر سنگ مردی خفته آرام
که می خندید بر هر نام و ننگی
که می خندید بر هر نام و ننگی .......