در خدمت دکتر دوستخواه درهمایش شاهنامه پژوهی دانشگاه اپسالا
ای میلی از استاد جلیل دوستخواه
پژوهنده ای از دکتر دوستخواه درباره واژه "روسپید "یا روسفیده پرسیده بود و استاد این پاسخ را داده و رونوشتی نیز برای من فرستاده اند از آنجایی که این واژه کاربرد روزانه دارد خواستم آنرا در اختیار همگان بگذارم . با مهر همیشگی و سپاس به استاد دوستخواه .
پیشینه ی ترکیب روسپید در زبان فارسی
ترکیب روسپید به مفهوم کنایی ی سربلند و آبرومند و با افتخار که تا کنون به کار می بریم، در بنیاد خود به رسم ِ وارونه گویی و طعنه و هجو، به زنان بی بند و بار و هرجایی، گفته می شده است و روسپی – به مفهوم زن هرزه و فاحشه، که تا کنون نیز، کاربُِرد دارد – ساخت کوتاه شده ی آن است.
یکی از نمونه های کاربُرد این ترکیب (با نگاشت ِ کهن ِ روسَپیذ) – که در تاریخ ادبیّات ایران به ثبت رسیده – به شرح ِ زیر است:
یزیدبن مُفرَّغ، شاعر سده ی یکم هجری، در سال ٥٦ ﮬ . ق.، به مناسبت عشق ِ پدیدآمده در میان سعید بن عثمان، برادر عبیدالله بن زیاد، امیر گماشته ی معاویه در خراسان، و زنی به نام سُمیّه، سعید را هجو کرد. عبیدالله ، شاعر را به زندان انداخت و فرمود تا به او نبیذ شیرین و شبرم نوشانیدند و خوک و گربه ای به او بستند و در بصره گردانیدند. چند کودک فارس زبان به دنبال او راه افتادند و می گفتند: «این چیست؟ این چیست؟» و او می گفت:
"آب است و نبیذ است
عُصارات ِ زَبیب است
سُمَیّه روسَپیذ است!"
دکتر ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، جلد اول، چاپ دوازدهم، تهران، توس، ١٣٧١، ص ١٤٨.