یاداشت روزانه دهم ماه مه

یاداشت روزانه
دهم مه دوهزار سیزده
در پارک بر نیمکتی نشسته ام ، آفتاب گرما بخش جسم و روان آدمی است می تابد و می افزاید ! پرندگان نیز همچون آدمی از درازای زمستان سرد و تاریک وارسته و ترانه می خوانند و از این سو به آن سو همچون کودکان شادمانی نشان می دهند ! شگفتا که آفتاب زمین و زمان را به روز می کند ، نگاه ها رو به روشنایی و آرامشند !
پیرزنی با سگ زیبا و سپیدش در حرکتند ، سگ کنجکاو صدای پرند است ، می ایستد و گوش می کند ، سر به بالا کرده متوجه می شود که پرنده بالای درخت است که  می خواند ، چند دقیقه ای گوش می کند ، پیش رفتم اجازه گرفتم که از سگ موسیقی دوست عکسی بگیرم ! ، اجازت داد هردو ساکتیم و سگ نیز هم چنان سر به بالا دارد ، پیرزن رفت اما سگ ماند ، چند لحظه  بیشتر ! سرانجام در پی پیرزن رفت .  دارم به پهنه ی موسیقی و کاربردش می اندیشم که پژوهش نشان می دهد که موسیقی روی آدمی ، چهارپایان ، روییدنی ها و ...اثر دارد . به یاد سی و یکم تیرماه پنجاه و هشت می افتم که اعضای رادیو به دیدار خمینی رفتند فتوا دادند : موسیقی با تریاک فرقی ندارد ، تریاک یک جور بی حالی و بی حسی می آورد و موسیقی هم همینطور ، اگر می خواهید مملکت شما " مستقل " باشد از این به بعد " باید " موسیقی را از تلویزیون رادیو حذف بکنید ، موسیقی خیانت به مملکت است ، خیانت به جوان ها " و با این کلام بی خردانه ،  تارها ، سنتورها ، ویلن ها و....شکسته شدند و هنر زنده به گور گردید و هنرمند نیز ! و.....
به سرای سعدی می شتابم  :
جهان پرسماع است ومستی وشور
ولیکن   چه  بیند  در  آیینه   کور
نبینی  شتر   بر  نوای   عرب
که چونش به رقص اندر آرد طرب!
شتر را چو شور و طرب در سر است
اگر  آدمی  را  نباشد " خر"  است !!!

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد