عشق خط و پیمان نانوشته ی روزگاران است خایماکا

عشق خط و پیمان  نانوشته ی روزگاران است خایماکا 

تورج پارسی

آدینه دهم اپریل دوهزار چهارده


خایماکا !

اگر در گذرگاه های  بی چراغ روزگاران

 عشق را دیدی 

کنارش بنشین و دوباره الفبای گرمینه ی بودن را مشق کن  

تا نگاهت بی شمار و تازه بشود ، جان بگیری !

عشق خط و پیمان  نانوشته ی روزگاران است 

شهر بی در و دیوار رویا هاست خایماکا !


خایماکا پیرمردی است که همیشه ی همیشه ها 

 درحاشیه ی غربی رودخانه  با کلاهی از پر عقاب  تنها می نشیند 

و یک بند با صبوری  به خورشید می نگرد 

 به هنگام  و بی پرده کنارش بنشین  

تا سکوت صدای عشق را بشنوی ، 

تا سکوت صدای عشق را ببینی  

و در سایه سار بی دریغش بیاسایی تابه خود برسی !

با بوی قهوه و شراب برو خایماکا 

تا آفتاب غروب نکرده کنارش بنشین 

و گر نه برای همیشه  به کوه باز خواهد گشت .

پیرمرد لحظه ها را دانه به دانه می شمارد  !

تا دیر نشده کنارش بنشین 

رهگذر مباش خایماکا !

رهگدر مباش !

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد