من ماندم غارو جنگل و آرامش ...
تورج پارسی
شنبه یازدهم اپریل دوهزار پانزده
امروز آقایی محترم در چت روم را باز کرد پس از احوال پرسی کوتاه پرسیدند اگر دوباره متولد بشوی چه کار خواهی کرد . پاسخ دادم به جهان پسین باوری ندارم در نتیجه به تولد دوباره هم نمی توانم باوری داشته باشم !
چانه زد که فرض بکن ، فرض بکن روی فرض تکیه کرد :اگر متولد بشوی چکار خواهی کرد ؟
دیدم شرط فرض است پاسخ دادم پناه به جنگل و غار می برم و در شکل ابتدایی زندگی می کنم دور از انسان ها !
یک بدرود محکم نوشت و رفت ، من ماندم غارو جنگل و آرامش
نشانه شناسی
تورج پارسی
آدینه دهم اپریل دوهزار پانزده
ناخن انگشت پا ی چپم بد جوری دست و پاگیر شد ه بود و هر دکتری باَ آن یک
جوری تا می کرد ! چنانکه امان ازما بریده شده بود ! تا سرانجام دکتر
هنریک ارمنی ایرانی گفت باید آنرا کشید و فارغ شد و در یک روز که شاید
آفتابی بود با پرستاری مهربان انگشت پا را محاکمه و پس از بی حسی موضعی
کشیدندش و آنرا در جلو چشمانم گرفتند و به رسم نگهبانی از مال بد که باید
به ریش صاحبش بست آنرا به من بخشیدند !
یک روز در میان می رفتم پرستار
پانسمان را عوض می کرد تا سرانجام خودم در خانه خواستم پانسمان را عوض
بکنم نخستین لایه را که باز کرد م عدد سه آشکار شد !! صلواتی بلند کشیدم و
دقایقی بی هوش شدم چون چشم باز کردم بازم صلوات فرستادم متوجه شدم که
پیامی به من داده شده است ، چه معنایی دارد ؟ شاید به آن معناست که تا سه
نشه بازی نشه شاید به نشانه آنست که این ناخن سه بار کشیده خواهد شد شایدم
علامت ظهورست شایدم ؟
به هروی آنچه ماه ها سبب آزار خاطر شده بود و
لنگان لنگان می رفتم کشیده شد و آرامش به روزگار برگشت .. جریان همان
دندانی است که چون عذاب جانست به که کشیده بشود ...
عکس را ملاحظه می فرمایید
از کلمات وصال !!! ریاست جمهور و نایب امام غایب مریمک رجوی :
مسعود تنها شوهر من نیست شوهر همه زن های بیوه و بی کس است !!!!!…