تورج پارسی
از این راه که می گذشتم ، برگ های گل گیلاس زمین را فرش کرده بود ، دل اجازه پا گذاشتن بر این فرش را نمی داد ، به تماشا می ایستادم و شعر زیبای دکتر باستانی را که خود فرشی از گل واژه هاست زمزمه می کردم :
یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می ریخت
بر سر ما ز در و بام و هوا گل میریخت
The Library of Congress
The Library of Congress is the nation's oldest federal cultural institution and serves as the research arm of Congress. It is also the largest library in the world, with millions of books, recordings, photographs, maps and manuscripts in its collections.
بزرگترین کتابخانه جهان
تورج پارسی
پنج شنبه پنجم ماه جون دوهزار چهارده
جان آدامز رییس جمهور وقت امریکا در بیست چهار اپریل سال هزار هشت سد میلادی لایحه ای به کنگره فرستاد که بر اساس آن لایحه پایتخت از فیلادلفیا به واشنگتن منتقل گردد . در ضمن مبلغ پنج هزار دلار را نیز برای ساختن یک کتابخانه برای اعضای کنگره اختصاص داده بشود . با گزینش شهر نو پای واشنگتن و کتابخانه برای کنگره ، هویت تازه ای بوجود آورد که تاریخ ساز بود !
کتابخانه با گرد آوری سه هزار جلد کتاب در ساختمان جدید کنگره کار خود را آغاز کرد و امروزه دارای ملیون ها کتاب از سرتاسر جهان و پنج هزار کارمند است .
در خدمت بانوی فرهیخته مهندس فهیمه فروزش جهت دیدن نمایشگاه " هزار سال کتاب فارسی " به واشنگتن دی سی رفتم . کتابخانه ی کنگره همچون یک گالری با عظمت است که نیاز به آن داری که چشمانی بیشتر و بهتر داشته باشی !
در نمایشگاه هزار سال کتاب فارسی نسخه ی خطی شاهنامه چشمگیر بود ! با سپاس از مهندس فهیمه فروزش دوست مهربان و با صبر و حوصله که این دیدار را میسر ساخت و افسوس که دکتر مقتدر نتوانست که همره گردد .با مهر همیشگی
جهت آگاهی بیشتر :
http://www.loc.gov/about/
دیروز سوم جون پس از مسافرت یک ماهه به دیار عمو سام !!! به کشور سلطنتی سوئد برگشتم . شعر کولی را دو سال پیش در روز چهارم جون در ویرجینیا سرودم امروز چهارم جون است آنرا باز نشر می دهم ،،،،،،،،،
روبروی خانه ی من در بیابان
تورج پارسی
روبروی خانه ی من در گرمازار بیابانی دورتر ،
زنی است کولی
با گوشواره ای از فلس ماهی
و خلخالی از جنس " شور و دشتی " .
او شب ها عریان می شود
تا ماه ، دورگرد نقرفام
در دستگاه " سه گاه "
بر اندامش که از جنس سبزه و شعرست بوسه بزند.
آنگاه که دورگرد نقره فام در خود می خزد
در گوشه ای خوار و زار
ستارگان به بزم کولی می آیند
و من که همسایه ی خاربیابانم و خانه ام نه در دارد و نه دیوار
به تماشای شبانه ی کولی می نشینم
که می تازاند زندگی را و من را و خلخال ها را
در گستره ی همه ی تنهایی ها .
چهارم جولای ۲۰۱۰ ویرجینیا