شبی که شب نبود . کنسرت علی زاده و همنوایان




شبی که شب نبود . کنسرت علی زاده و همنوایان
تورج پارسی
بیست و هشتم سپتامبر دوهزار سیزده
آنگاه که شنیدم دوستانم را خبر دادم ، کنسرت هوس اپسالا یک کتابچه ای را منتشر می کند از برنامه های سالیانه اش در نتیجه اگر کسی از این راه خبردار نشود در واقع بی خبر می ماند ! همچون کنسرت های ایرانی نیست که از در و بام تبلیغ می شود . نخست بنا بود درStora salen یا سالن بزرگ کنسرت برقرار بشود که دارای هزارو سد چهل صندلی دارد اما در سالن c که دارای سد و سی صندلی است  برگزار گردید .شوربختانه از دیدگاه من کنسرت موفقی نبود جز تا اندازه ای بخش نخست که موسیقی آذری بود در بخش دویم به فارسی خوانده شد در صداهای تند نا گوش نواز غرق شدیم . برخی هنگام در موسیقی ما یا نوحه خوانی است یا از نوحه پافرا گذاشته می شود و در ریتم های تند جا نیفتاده غرق می شود . انتظارم بیش بود اما براورده نشد ، در عوض دوستانی دیدیم و عکسی گرفتیم . ساری گلین این آهنگ زیبای یادمانی فولکوریک هم که اجرا کردند گوشم به دنبال صدای آرام زنده یاد ویگن  رفت که خواند :
‫دامن کشان ساقی میخواران از کنار یاران 
مست و گیسو افشان می گریزد‬
به هرروی از استاد علی زاده بیشتر انتظار و نیاز بود !  با مهر همیشگی
***
*ساری گلین به آذری‫ Sarı gəlin  و به ارمنی Sari Aghjik
در آذری یعنی اروس موطلایی  که کنایت به خورشید هم هست و در ارمنی دختر کوهستان یا Vard Siretsi که به معنی من عاشق یک گل رزهستم این آهنگ ازماندگارهای  فولکلور آذربایجان و ارمنستان است .


***
*ساری گلین به آذری‫ Sarı gəlin  و به ارمنی Sari Aghjik
در آذری یعنی اروس موطلایی  که کنایت به خورشید هم هست و در ارمنی دختر کوهستان یا Vard Siretsi که به معنی من عاشق یک گل رزهستم این آهنگ ازماندگارهای  فولکلور آذربایجان و ارمنستان است .

کار را به کاردانان بسپارید و این همه مشکل بر مشکلات کشورنیفزایید !


من نمی دانم این مجلس سرزمین ما چرا همه ی مسائل را فقهی می انگارد و فوری هم دست به کردار می زند ! دوستم محمود روزبه به طنز آنرا آشکار ساخته اما در اینجا نکته ای را می افزایم : مسائل جامعه شناختی و روان شناختی را باید از منظر دانش روان شناسی ، دانش جامعه شناسی و دانش اقتصاد سنجید در نتیجه می باید متخصصین این مهم را بررسی کرده و نتیجه در اختیار دولت قرار بدهند. آیا فقه مورد نظر حضرات راه گشاست یا دانش های بر شمرده شده . کار را به کاردانان بسپارید و این همه مشکل بر مشکلات کشورنیفزایید ! با مهر همیشگی

‫عاشق که شدم، پُشتتو را کِردی رفتی‬

شعری در گویش شیرازی از دوست ارجمندم دکتر بیژن سمندر

‫


عاشق که شدم، پُشتتو را کِردی رفتی‬


دکتر بیژن سمندر

‫باو چشای سیات مارو سیا کِردی و رفتی‬
‫عاشق که شدم، پُشتتو را کِردی رفتی‬
‫زخم دل من وَجَه می زد، گفتی باکِش نیس‬
‫به یی مَلَمی مارو سیا کِردی رفتی‬
‫از را رسیدی رامو زدی با گَردِ ‌رارات‬
را به را بازَم روتو اَزو راکردی و رفتی
وقت رفتنِت اشک تو چشُم پِلکیدو پر خورد
آبِ ملولی بود، چِشمَشو واکِردی و رفتی
از پشت شیشی پاک دِلُم نقش تو پیدان
آین‌ی دلُمه، روش چرا ها کِردی و رفتی
از بسکه رقیب از تو وفا دید تخمه کرد
همی نوبی ما که شُد جَفا کِردی و رفتی
توپی ذلمو زمین زَدی جَلدی هوا رفت
آخر دلمو سر به هوا کِردی و رفتی
بوسه‌ی تو شیرین بود، کاکو رف پشت ملازم
سی! سی! به سمندر چه کارا کِردی و رفتی

با پاییزی زمستانی !


با پاییزی زمستانی ! هوا بس ناجوانمردانه سرد شد ! شمال سوئد برف بارید و پیرامون
هم چهار درجه زیر صفر رفت ! تاریکی و سرما ! بی گمان شب تا هشت درجه زیر صفر خواهد رفت ! کلاه روسی یا فنلاندی ،دستکش ، شال گردن ، پالتو و چکمه و........ روزهای سردتر ...... با مهر همیشگی

زبان تفاهم را تخطه نکنیم !

" آب را گل نکنیم "
تورج پارسی
بیست و پنجم سپتامبر دوهزار سیزده
زبان تفاهم را تخطه نکنیم  ، بگذاریم به جای خرابی ، آبادی میدان بیابد ! بگذاریم اعتبار انسان رسمیت بیابد ! زبان تفاهم را تخطه نکنیم " آب را گل نکنیم " با مهر همیشگی