آیا ایمان به خداوند ما را بی‌اخلاق می‌کند؟



 دوست ارجمندی این نوشته را به من فرستاده است ، از آنجایی که یک" آزمایش روان شناختی  " است آنرا در اختیار همگان قرار می دهم . با مهر همیشگی

آیا ایمان به خداوند ما را بی‌اخلاق می‌کند؟
در یک آزمایش روانشناختی در مورد تاثیر کتاب مقدس و اخلاق به حدود هزار کودک ۸ تا ۱۴ ساله آیات کتاب مقدس (یوشع ۲۰ تا ۲۱) که مومنان به نام خدا یک شهر را کاملا نابود می‌کنند و زن و مرد و پیر و جوان و احشام را همه با شمشیر می‌کشند ارائه و از آن‌ها خواسته شد که به این سوال پاسخ دهند که «به نظرتان یوشع نبی و مومنان کار درستی انجام دادند؟»
۶۶ درصد کاملا موافق این کار بودند
۸ درصد بین موافق و مخالف
۲۶ درصد کاملا مخالف بودند
جالب اینجا بود که بر خلاف تصور ابتدایی تفاوت معنا داری بین پسرها که عموما روحیه‌ی خشن‌تری دارند و دخترها در این امر وجود نداشت.
بعد برای مقایسه به یک گروه دویست نفری از همین رده سنی همان آیات ارائه شد اما به جای یوشع نبی از اسم ژنرال لین استفاده شد و حوادث به پادشاهی چین در سه هزار سال پیش نسبت داده شد. نتایج این چنین بودند:
۷ درصد کاملا موافق
۱۸ درصد بین موافق و مخالف
۷۵ درصد کاملا مخالف چنین حرکتی بودند.

در انتها جا دارد برای محققان احتمالی آیه ۵ سوره‌ی توبه و ۱۹۱ بقره را متذکر شویم.
منبع: Psychology of Religious Extremism - Luke W. Galen

آسیاب جنگ با خون می چرخد !


آسیاب جنگ با خون می چرخد !
تورج پارسی
بیست و چهارم اگوست دوهزار سیزده

آسیاب جنگ با خون می چرخد ، خون کودکان و زنان و .... امروز آسیاب جنگ خون نوجوان و جوان می خواهد و بی دریغ  به دست می آورد ! هر نو جوان و جوان آرزویی است که به خاک سپرده می شود ! به کجا دارند جهان را می کشانند !
چه پیوندی میان دین و سرمایه هست که این چنین بی رحمانه به کشتار آدمی دست می زند ! و سر انجام هم کی بود کی بود من نبودم ! آیا بشر حقی دارد ؟ کدام تمدن کدام فرهنگ  ؟
امروز سرمایه است که تعین کننده است با  بوسه ها که بر سجاده دین می زند !

فصل های زندگی

فصل های زندگی
تورج پارسی
بیست و سوم اگوست دوهزار سیزده
چند روز پیش دوست شاعر و نویسنده ام مرتضا محمودی کتاب شعر برادرش غلامرضا محمودی را  به من هدیه کرد. مرتضا یک شرحی بر این گزیده های شعری نوشته است که سخت مرا به خود برد ! شرحی از همه ی گرفتاری زندگی که از کودکی می آغاز و شوربختانه پایانی ندارد مگر با پایان خود آدمی . !
شعر بوی جنوب می دهد بوی جفره ماهینی زادگاه محمودی ها، بوی ماهی و مرغان دریایی و سرانجام حکایت تلخ همیشگی تنهایی آدمی ! واژگان در جان روییده اند تا جهانی بسازند : بی تو من تنها / تنها خودم/ خویشم / موج سرگردان تشویشم / از شعر بوشهر ....
سینه ات آیا / باز هم وقتی که می خندی / معبد پاک تمناهاست/ از شعر بوشهر .
سرانجام باز دل نمی کنم از این شعر می خواهم کتاب را ببندم تا سکوت خسته ی جفره ماهینی را در کلام غلامرضا محمودی در خود فریاد بکنم :
بوشهر
شهر رویاهای غمگینی است
این پرند نازک ساحل،
بر کبود پهنه ی دریا، قایق غمگین و تنهایی است
زادگاه من ،
من در این گهواره
سال های سال
با هجوم موج ها بر سنگ
با پرستوهای دریایی
با تلیلی ها که شب تا صبح *
پشت دیوار بلند موج
گریه می کردند . خو کردم....
* تلیلی . مرغ دریایی

بیچاره این سرزمین


 بیچاره این سرزمین !


تورج پارسی


بیست و سوم اگوست دوهزار سیزده


 غربی ها  تمدن و هنر ایران را به "تمدن و هنراسلامی" تبدیل کردند  وکم کم پا فراتر گذاشتند و تمدن اسلامی را  هم تبدیل کردند به تمدن عربی ! و در موزه لوور نمایشگاه بر پا ساختند / با بخشش دلارهای نفتی / و آثار تمدن و فرهنگی ایرانی را تمدن عربی جلوه دادند !  

تازگی هم بر خورد کردم با یک کار تقلبی دیگر به نام "هنر و تمدن زرتشتی "ما چیزی به نام  تمدن و هنر زرتشتی در تاریخ نداریم ! همان طور که هنر وتمدن مسیحی یا اسلامی یا بودایی و...وجود ندارد ! آنچه هست تمدن و فرهنگ ایرانی یونانی ، رومی ، هندی ، چینی و....است که معنا دارد
روی سخنم این بار با کسانی است که " تمدن و فرهنگ زرتشتی " را  هوار می کشند ، نمی دانم چرا بدون آگاهی آن هم از روی احساس بی بن مایه و هیاهو برای هیچ دست به چنین کارهایی زده می شود ! تمدن و فرهنگ ایرانی است و بس ! دست بردارید از دست بردن در تاریخ !