پانزده اسفند روز درخت کاری

پانزده اسفند روز درخت کاری
تورج پارسی
فلات ایران در درازای تاریخ با شرایط ویژه خود همیشه با مشکلی به نام کم آبی روبرو بوده ، به طوریکه کم بارانی را از گاه ورود آریایی ها به فلات قابل تصور ساخته و زمینه شناخت مارا نسبت به آنچه در یشت ها به نام نبرد فرشته باران و دیو خشکسالی آمده است آسان می سازد .
کاسه ی رودخانه های ایرانزمین به علت گرما و کمی باران ، نه تنها همچون نیل لبریز نبود ، بلکه خود نیز تشنه بود ند. به همین دلیل از دوره ی هخامنشیان در جلگه ها و مناطق کویری جز با استفاده از آبهای زیرزمینی کشت میسر نگردید . بنا به گفته پژوهشگران ، ایرانیان از دیرگاه تاریخ به ابتکار خود از طریق کندن کاریز - قنات - آبهای زیر زمینی رابه سطح زمین آورده ، کشتزاران و باغ و بستان را آبیاری کرده و پردیس ها ساختند۱ . این واژه در زبان های دنیا همچون آب جاری شد :
From the time of the Achaemenid empire the idea of an earthly paradise spread to the literature and languages of other cultures. The Avestan word pairidaêza-, Aryan also known as Old Persian *paridaida-, Median *paridaiza- (walled-around, i.e., a walled garden), was transliterated into Greek paradeisoi, then rendered into the Latin paradisus, and from there entered into European languages, i.e., French paradis, and English paradise. The word entered Semitic languages as well: Akkadian pardesu, Hebrew pardes, and Arabic ferdaws.
پس کاشتند و بهشت را بر روی زمین آفریدند !
اگرنیاکان ما آب ، آتش ، خاک و آتش را گرامی داشتند برآیند نگهبانی و نگهداری ازمحیط زیست است . این گرامی داشت نزد زرتشتیان هم چنان ارجمندست ، چناچه پس از زاده شدن هر فرزندی ، خانواده در خانه یا نزدیک محل زندگی خود خود نهال درخت همیشه سبز ی مانند سرو یا کاج می کارد و ازآن پرستاری می کند، بدین گونه کودکان می آموزند آنچه که امروز کاشته می‌شود برای او و آیندگان است . برگزاری جشن گهنبارها نیز یکی دیگر از ویژگی های نگهداشت محیط زیست است .
ارجمندان اگر درختی نکاشتید نهالی یا گلی در گلدان بکارید تا به سبزینگی پیرامون تان افزوده گردد. بکارید تا نیکی و دیر زیوی درو کنید . با مهر همیشگی
۱. از مقاله جشن تیرگان از همین قلم
.
Photo: ‎پانزده اسفند روز درخت کاری
تورج پارسی
 فلات ایران در درازای تاریخ با شرایط ویژه خود همیشه با مشکلی به نام  کم آبی  روبرو بوده ، به طوریکه کم بارانی  را از گاه ورود آریایی ها به فلات قابل تصور ساخته و زمینه شناخت مارا نسبت به آنچه در  یشت ها  به نام نبرد فرشته باران و دیو خشکسالی آمده است آسان می سازد . 
کاسه ی رودخانه های ایرانزمین به علت گرما و کمی باران ، نه تنها همچون  نیل  لبریز نبود ، بلکه خود نیز تشنه بود ند. به همین دلیل از دوره ی هخامنشیان در جلگه ها و مناطق کویری جز با استفاده از آبهای زیرزمینی کشت میسر نگردید . بنا به گفته پژوهشگران ، ایرانیان از دیرگاه تاریخ به ابتکار خود از طریق کندن کاریز - قنات - آبهای زیر زمینی رابه سطح زمین آورده ، کشتزاران و باغ و بستان را آبیاری کرده و پردیس ها  ساختند۱ . این واژه در زبان های دنیا همچون آب جاری شد :
From the time of the Achaemenid empire the idea of an earthly paradise spread to the literature and languages of other cultures. The Avestan word pairidaêza-, Aryan also known as Old Persian *paridaida-, Median *paridaiza- (walled-around, i.e., a walled garden), was transliterated into Greek paradeisoi, then rendered into the Latin paradisus, and from there entered into European languages, i.e., French paradis, and English paradise. The word entered Semitic languages as well: Akkadian pardesu, Hebrew pardes, and Arabic ferdaws. 
پس کاشتند و بهشت را بر روی زمین آفریدند ! 
اگرنیاکان ما  آب ، آتش ، خاک و آتش را گرامی داشتند برآیند نگهبانی و نگهداری ازمحیط زیست است .  این گرامی داشت نزد زرتشتیان  هم چنان ارجمندست ، چناچه پس از زاده شدن هر فرزندی ، خانواده در خانه یا  نزدیک  محل زندگی خود خود نهال درخت همیشه سبز ی مانند سرو یا کاج  می کارد و ازآن پرستاری می کند،  بدین گونه کودکان می آموزند  آنچه که امروز کاشته می‌شود برای او و آیندگان است . برگزاری جشن گهنبارها نیز یکی دیگر از ویژگی های  نگهداشت محیط زیست است .
ارجمندان اگر درختی نکاشتید  نهالی یا گلی در گلدان بکارید تا به سبزینگی پیرامون تان افزوده گردد. بکارید تا نیکی و دیر زیوی درو کنید . با مهر همیشگی
۱. از مقاله جشن تیرگان از همین قلم
.‎

کمبود دارو در ایران: واشنگتن و تهران هر دو مسئولند


کمبود دارو در ایران: واشنگتن و تهران هر دو مسئولند

بی‌بی‌سی فارسی بی‌بی‌سی فارسی | 2013-03-01 ,15:48

یادداشت زیر را رضا مرعشی، مسئول بخش پژوهش های شورای ملی ایرانیان آمریکا، و تریتا پارسی، مدیر شورای ملی ایرانیان آمریکا، نوشته اند:

گفتگو های ایران و گروه ۱+۵ در آلماتی پایتخت قزاقستان در فضایی از خوشبینی محتاطانه به پایان رسید. ولی با وجود این خوشبینی نمی توان مباحث مطرح شده در مذاکرات شهر آلماتی را جامع دانست. هر دو سوی مذاکره باید برای نپرداختن به مشکلات کمبود دارو و تجهیزات پزشکی که محصول تحریم های بین المللی ست و در اثر سوء مدیریت مقام های دولت ایران تشدید شده است پاسخگو باشند.

مردم ایران که نه مسئول سیاست هسته ای دولتشان هستند و نه می توانند بر آن تاثیری بگذارند، در ماه های گذشته با کمبود و نایاب شدن بعضی داروهای حیاتی رو به رو بوده اند. بسیاری مجبور به پرداخت ارقام گزاف برای تهیه این دارو ها شده اند و بعضی حتی جان خود را در اثر این کمبودها از دست داده اند.

اگر استدلال مقام های آمریکایی مبنی بر اغراق آمیز بودن ادعاهای دولت ایران درباره وضعیت بازار دارو و خدمات درمانی به قصد مظلوم نمایی را بپذیریم، پس چگونه است که نهادهای معتبر بین المللی در گزارش های هفته های اخیر از نقش تحریم ها در ایجاد این بحران سخن گفته اند؟ و اگر مقام های ایران به راستی نگران این بحران هستند چرا آن را در مذاکرات شهر آلماتی طرح نکردند؟

ادعاهای مقام های دولت آمریکا و بعضی نمایندگان کنگره که مسولیت همه کمبود ها در حوزه دارو و خدمات پزشکی را به گردن دولت ایران می اندازند و آن را "زخم به خود" و "هیاهوی تبلیغاتی رژیم تهران" می خوانند با نتایج پژوهش های معتبر در تضاد است. گروه بحران بین المللی و مرکز بین المللی "ودرو ویلسون" گزارش هایی را منتشر کرده اند که در آن با تولید کنندگان دارو و وارد و توزیع کنندگان تجهیزات پزشکی به طور مفصل گفتگو شده است. آنها همچنین نظر طرفهای بین المللی تولید و فروش مواد اولیه دارو و تجهیزات پزشکی را جویا شده اند.

این نهاد در نتیجه گزارشش نوشته است: "ایران پیش از تحریم ها هم تحت مدیریت همین دولت بود و شرکت های که تولید..واردات و توزیع دارو را به عهده داشته اند هم تغییر نکرده اند. و در آن زمان بیماران ایرانی با بحران و کمبود خدمات پزشکی به مانند آنچه امروز در جریان است رو به رو نبودند. کمبود ها همزمان با وضع تحریم های بین المللی آغاز و با تشدید این تحریم ها اوج گرفته است. این روزها راه برای تجارت اقلامی که جزو نیاز های اولیه انسانی ست با موانع جدی رو به رو شده است".

از سوی دیگر آنچه بعضی در واشنگتن "پی آمد های ناخواسته تحریم ها" می نامند نمی تواند بهانه ای برای رفع مسئولیت از سوی دولت ایران باشد. شکی وجود ندارد که سوء مدیریت و عدم برنامه ریزی دولت ایران برای تهیه نیاز های پزشکی کشور در فضای تحریم ها به عمق بحران افزوده است. همانطور که مرکز بین المللی "ودرو ویلسون" در گزارشش آورده: " دولت ایران باید ارز بیشتری برای واردات دارو اختصاص دهد و با شفافیت بازار دارو را مدیریت کند". این گزارش اضافه کرده است که ناکارآمدی مدیریت دولتی "راه را برای تسلط وارد کنندگان دارو های بی کیفیت و گاه تقلبی بر بازار باز و منجر به گسترش بازار سیاه شده است".

حل این بحران نیازمند گام هایی از سوی غرب و ایران است. گام هایی که یا اراده برداشتن آن وجود ندارد یا فضای سیاسی حاکم در دو کشور راه را بر آن بسته است. تعلل در حل این مشکل به وخامت شدید وضع دارو و درمان می انجامد و مقام های واشنگتن و تهران هر دو مسئول آن هستند. آنها باید رسیدگی به این بحران را در دستور کار دور بعدی مذاکرات قرار دهند. واشنگتن باید با پذیرفتن این واقعیت که کمبود های اخیر از نتایج ناخواسته تحریم هاست در مسیر عملی کردن راه حل های پیشنهادی مرکز بین المللی "وودرو ویلسون" برای کاهش این کمبود ها قدم بردارد.

دولت ایران هم باید با ضمن پاسخگویی در مورد علت عدم طرح این بحران در مذاکرات با گروه ۱+۵ حل آن را در اولویت قرار دهد. آنها باید به همان اندازه که به حل مسایل فنی در مذاکرات هسته ای آینده می پردازند برای رفع محدودیت های واردات مواد اولیه، داروهای حیاتی و تجهیزات پزشکی هم تلاش کنند. دولت ها، صرفنظر از ساختار سیاسی شان، نباید مسئولیت بنیادی و اولیه خود در تامین نیازهای اولیه شهروندانشان اعم از دارو و مواد غذایی را فراموش کنند.

دولت ایران باید بداند که شکایت هایش در مورد بحران دارو تا زمانی که به سوء مدیریت و عدم طرح آن در مذاکرات ادامه دهد بی اعتبار خواهد بود.

تهران و واشنگن دست کم در شعار ادعا می کنند که علاقه مندند این بحران حل شود. نپرداختن به آن در مذاکرات این هفته اما نشان از فاصله حرف و عمل دارد. فرصت تنگ است و آنها باید پیش از تبدیل شدن این کمبود ها به یک فاجعه انسانی برای حل آن از خود اراده نشان دهند.

ماه جون سال ۱۹۹۷ است در قطار نشسته ام

ماه ماه جون سال ۱۹۹۷ است در قطار نشسته ام
تورج پارسی
ماه جون سال ۱۹۹۷ است در قطار نشسته ام ، به استکهلم می روم دوستان روسم ناتاشا و ماکسیم منتظرم هستند ، این زن شوهر هر دو پزشکند و فردا جشن پایان سال تحصیلی ولادمیر فرزند آنهاست ! ولادمیر دوازده سال دارد پیانو بسیار خوب می نوازده ، ناتاشا هم از صدای بسیار پر اوجی برخوردارست ، شب است و شراب است و صدای ناتاشا و مرور زندگی !
جهان  در صدای ناتشا و پیانوی ولادمیر جان می گیرد بزرگ می شود  بی مرز می گردد . از این سوی دنیا تا آنسو و سیمفونی شماره پنجم بتهوون زنگ خاموشی است .
فردا ساعت یازده در سالن مدرسه نشسته ایم ، بچه ها سر حال و در حال بدو بدو ، یک مسابقه ی آوازست که برنده از سوی باشندگان در جشن برگزیده می شود !  رفتم که یک قهوه بگیرم بانویی ایرانی سلام کرد نمی شناسمش گفت در میان مسابقه یک پسر ایرانی هست که میخواهیم به او رای بدهیم ! اگر او برنده بشود افتخار ما ایرانیان است ! نگاهش کردم ، سری تکان دادم وبر گشتم  سر جایم  ! جز آن بانوی ایرانی  کسی نیامد که " رای بطلبد " ! مسابقه آغاز شد ، بیست نفر در مسابقه ی آواز شرکت کردند ! ولادمیر یکی ازآن بیست تا بود ! به ترتیب خواندند ! سپس آرا را جمع کردند !  من و ناتاشا و ماکسیم درباره مسابقه باهم هیچ حرفی نزدیم ، در میان شرکت کنندگان پسری آفریکایی به نام میکایئل بود که بسیار صدای رسایی داشت من به او رای دادم ، رای ها مخفی بود ! نتیجه اعلام شد ! میکائئل نفر اول شد ! در راه که به سوی خانه بر می گشتیم ولادمیر گفت فکر می کنید من به کی رای دادم همه گفتیم نمی دانیم ! گفت من به میکائئل رای دادم ، آنگاه آشکار شد که ناتاشا و ماکسیم هم به میکائئل رای داده بودند !
چرا ما ایرانیان مساله ی ایرانی بودن تنها محک مان است ! چرا به این فکر نمی کنیم که در همین جشن ساده و کوچک مدرسه رای مال کسی بود که بهتر  بخواند ! یعنی اگر ایرانی  بد هم بخواند باید به او رای داد چون صرفا ایرانی است ؟ این اندیشه ی محدود  درد سر سازست ! این زن و شوهر به فرزند خودشان رای نداده بودند ، تفاوت در همین اندک هاست تا ...... بی گمان اگر این نو جوان ایرانی از صدای بهتری برخورداربود رای من و دیگران را نیز می گرفت ! و بی گمان همه خشنود می شدند و من ایرانی بیشتر !