-
شبی که شب نبود . کنسرت علی زاده و همنوایان
شنبه 6 مهرماه سال 1392 11:13
شبی که شب نبود . کنسرت علی زاده و همنوایان تورج پارسی بیست و هشتم سپتامبر دوهزار سیزده آنگاه که شنیدم دوستانم را خبر دادم ، کنسرت هوس اپسالا یک کتابچه ای را منتشر می کند از برنامه های سالیانه اش در نتیجه اگر کسی از این راه خبردار نشود در واقع بی خبر می ماند ! همچون کنسرت های ایرانی نیست که از در و بام تبلیغ می شود ....
-
کار را به کاردانان بسپارید و این همه مشکل بر مشکلات کشورنیفزایید !
جمعه 5 مهرماه سال 1392 13:45
من نمی دانم این مجلس سرزمین ما چرا همه ی مسائل را فقهی می انگارد و فوری هم دست به کردار می زند ! دوستم محمود روزبه به طنز آنرا آشکار ساخته اما در اینجا نکته ای را می افزایم : مسائل جامعه شناختی و روان شناختی را باید از منظر دانش روان شناسی ، دانش جامعه شناسی و دانش اقتصاد سنجید در نتیجه می باید متخصصین این مهم را...
-
عاشق که شدم، پُشتتو را کِردی رفتی
پنجشنبه 4 مهرماه سال 1392 12:12
شعری در گویش شیرازی از دوست ارجمندم دکتر بیژن سمندر عاشق که شدم، پُشتتو را کِردی رفتی دکتر بیژن سمندر باو چشای سیات مارو سیا کِردی و رفتی عاشق که شدم، پُشتتو را کِردی رفتی زخم دل من وَجَه می زد، گفتی باکِش نیس به یی مَلَمی مارو سیا کِردی رفتی از را رسیدی رامو زدی با گَردِ رارات را به را بازَم روتو اَزو...
-
با پاییزی زمستانی !
چهارشنبه 3 مهرماه سال 1392 22:49
با پاییزی زمستانی ! هوا بس ناجوانمردانه سرد شد ! شمال سوئد برف بارید و پیرامون هم چهار درجه زیر صفر رفت ! تاریکی و سرما ! بی گمان شب تا هشت درجه زیر صفر خواهد رفت ! کلاه روسی یا فنلاندی ،دستکش ، شال گردن ، پالتو و چکمه و........ روزهای سردتر ...... با مهر همیشگی
-
زبان تفاهم را تخطه نکنیم !
چهارشنبه 3 مهرماه سال 1392 12:42
" آب را گل نکنیم " تورج پارسی بیست و پنجم سپتامبر دوهزار سیزده زبان تفاهم را تخطه نکنیم ، بگذاریم به جای خرابی ، آبادی میدان بیابد ! بگذاریم اعتبار انسان رسمیت بیابد ! زبان تفاهم را تخطه نکنیم " آب را گل نکنیم " با مهر همیشگی
-
باز نشر پاییز پادشاه دموکرات فصل ها و عکاسان گردآوران شعر لحظه ها.......
سهشنبه 2 مهرماه سال 1392 17:36
باز نشر پاییز پادشاه دموکرات فصل ها و عکاسان گردآوران شعر لحظه ها....... دکتر تورج پارسی ۲۴ اکتبر ۲۰۱۰ اپسالا دیروز به دانشکده رفتم تا با دوستی قهوه ای بخورم ، دم در ورودی رنگ ها میخکوبم کردند ، ماندم به تماشا با چشم و گوش باز ، به راستی زیبایی را می شنیدم و می دیدم ! شکار لحظه ها را آغازیدم ! طبیعت به راستی ما را می...
-
بخش دوم : گل سرخ ایرانی ملکه گل ها
دوشنبه 1 مهرماه سال 1392 03:54
بخش دوم : گل سرخ ایرانی ملکه گل ها تورج پارسی بیست دوم سپتامبر دوهزار سیزده گل سرخ با فسیل سی و پنج ملیون ساله اش هر چند در تاریخ و فرگشت واژه اوستایی " ورز " یا " رز "یا گل سرخ نسبت به شخص خاص وجود ندارد ، اما در فرهنگ کوچه آهنگ دیگری می شنویم : منوچهری دامغانی شاعر نیمه اول قرن پنجم در قصیده ی...
-
می خور که به زیر خاک بسی خواهی خفتمی
یکشنبه 31 شهریورماه سال 1392 13:40
م آن " لاله " که " پژمرد" نخواهد بشکفت ! خیام Drink ! for you will be sleeping under the earth a long time Without friends and companions,and without a mate Be careful not to reveal this ancient secret : A TULIP, once withered, will not BLOOM ! پاییز ، مرگ زرد رنگ برگ هاست ، مرگ زیبای رنگین برگ ها...
-
فغان ز جغد جنگ و مرغوای او *
شنبه 30 شهریورماه سال 1392 23:05
فغان ز جغد جنگ و مرغوای او * که تا ابد بریده باد نای او بریده باد نای او و تا ابد گسسته و شکسته پر و پای او ************************* تورج پارسی بیست و یکم سپتامبر دوهزار سیزده روز جهانی صلح کبوتر صلح Dove of Peace پیکاسو هنرمند جهانی است که در سه دوره هنریش که به آبی ، رز یا سرخ و بنفش نامورست کارهای هنری اش را سامان...
-
گل سرخ ملکه گل ها
سهشنبه 26 شهریورماه سال 1392 11:43
بخش یکم گل سرخ ملکه ی گل ها تورج پارسی Persian rose Queen of the Flowers the rose ,a symbol of love and beauty, was ‚called˝ Queen of the Flowers ˝ by the Greek Poet Sappho , in the 9th century . the Persians produced rose oil for perfumes called atter of rosr, meaning the fat of the flowr and persian poet az Rumi...
-
بارم گل سرخ میمند و شراب خلرست آواز بانو
یکشنبه 24 شهریورماه سال 1392 19:32
بارم گل سرخ میمند و شراب خلرست آواز بانو عاشقانه ای دردستگاه شور تورج پارسی با قافله آمدم ، بارم گل سرخ میمند و شراب خلرست آواز بانو . *** در میان دم و باز دم گندمزار ، به آخر تو رسیدم تو که در فراسوی بودن ، گوارا نشسته ای . *** بوی تبسم می دهی آوازبانو و در آستانه ی کوی مستی و راستی ، آمیختن آه و ماه ، تمام هستیم...
-
Culure Night in Uppsala
شنبه 23 شهریورماه سال 1392 23:14
Kulturnatten i Uppsala Culure Night in Uppsala شب فرهنگی اپسالا تورج پارسی چهاردهم سپتامبر دوهزار سیزده ساعت دو روز چهاردهم سپتامبر ۱۹۸۹ برنامه ای در شهر اپسالا به نام شب فرهنگی آغاز گردید که هر ساله درهمین روز بر گزار می گردد. شهر پر جنب و جوش می شود، مردم از شهرهای پیرامون به اپسالا می آیند و شهر رخی دیگر می گیرد....
-
به دست آمده از زیر خاک های ارگان چهارمین شهر بزرگ پارس
جمعه 22 شهریورماه سال 1392 17:28
گنجینه ای به به دست آمده از زیر خاک های ارگان چهارمین شهر بزرگ پارس دکترتورج پارسی آدینه سیزده سپتامبر دوهزار سیزده این قلم در مقاله ی (ازغارت تا تخریب )* نوشت : بشر، در راستای زندگی پر فراز و نشیب خود بر روی زمین، آثار و یادمان هایی بر جای گذاشته است که با بررسی آنها و در نظر گرفتن زمان و مکان ساختن شان می توان نوسان...
-
مرگ پایان انسان نیست !
جمعه 22 شهریورماه سال 1392 01:38
مرگ پایان انسان نیست ! تورج پارسی دوازدهم سپتامبر دوهزار سیزده مرگ پایان انسان نیست ، پایان انسان آن دمی است که از خرد روی بگرداند ! با مهر همَیشگی
-
چهل و هفت هزار جلد کتاب و اسناد .....
پنجشنبه 21 شهریورماه سال 1392 01:13
" چهل و هفت هزار جلد کتاب و اسناد مربوط به کاوشهای باستانشناسی و نقشههای اوزالیدی از بناهای باستانی به همراه هزاران قطعه عکسهای تاریخی مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری کشور به یغما رفت و نابود شد " چه کسی مسئول این جنایت فرهنگی است ؟ چرا اینان نه به انسان رحم می کنند و نه به کارکردهای...
-
Regensburgشهری است در استان بایرن آلمان
چهارشنبه 20 شهریورماه سال 1392 05:38
Regensburgشهری است در استان بایرن آلمان که در محل پیوستگی رود دانوب و رود رگن ساخته شده است . بخش مرکزی این شهر کوچک بسیار زیباست و از ۱۳ ژوئیه ۲۰۰۶ در یونسکو به عنوان بخشی از میراث جهانی به ثبت رسیده است .. در فرصت کوتاهی که بود دراین بخش گشتی زدیم که یک فروشگاه ایرانی با یک دکوراسیون بسیار زیبایی از آجیل و پست و...
-
با نگاهت !
سهشنبه 19 شهریورماه سال 1392 10:57
با نگاهت ! تورج پارسی با نگاهت فردا را بر شانه هایم بگذار تا اخرین سوار واژگانم اگر چه خسته اند اما به مقصد برسند . فردا را بر شانه هایم بگذار فردا را ....... وین ۲۶ مه دوهزار سیزده
-
اعتراف یا پذیرفتن اشتباه
دوشنبه 18 شهریورماه سال 1392 22:22
اعتراف یا پذیرفتن اشتباه یعنی از بن بست رها شدن ، از دروغ فارغ شدن و با اعتماد به نفس حرکت کردن است . این هم درباره ی فرد ، هم درباره ی گروه وملت ، هم درباره دولت ها صادق است . گریزانی از اعتراف و در برابر آینه نستادن بزرگترین اشتباه زندگی است که سرانجام نیکی در پی ندارد. با مهر همیشگی
-
آن سال بزرگ علوی ..
دوشنبه 18 شهریورماه سال 1392 15:33
آن سال بزرگ علوی نویسنده ی نامور .... تورج پارسی هفتم سپتامبر دوهزار سیزده آن سال زنده یاد بزرگ علوی به سوئد آمده بود نخستین بار در استکهلم پای سخنرانی اش نشستم البته از روی نوشته می خواند . پس از پایان سخنرانی از وی دیدار کردم نخستین پرسشش این بود که " بی راهه " رفتم گفتم خیر من این جلسه را که برگزار کرده...
-
سال ها از وی بی خبر ماندم !
یکشنبه 17 شهریورماه سال 1392 12:44
سال ها از وی بی خبر ماندم ! تورج پارسی هشتم سپتامبر دوهزار سیزده در کتابخانه با وی آشنا شدم پای صحبتش نشستم و همان جلسه سبب دیدارهای پسینم با وی شد ، از کودکان مهاجر فنلاندی جنگ دوم جهانی بود ، از پمپایی بس می گفت و اصطلاح " نانجیبان پمپی " را بسیار از وی شنیدم ! بسیار می خواند و می شنید و بسیار هم می نوشید...
-
نقاشی های نوه های خواهرم : آرتونیس و آمستریس
جمعه 15 شهریورماه سال 1392 21:50
نقاشی های نوه های خواهرم : آرتونیس و آمستریس تورج پارسی آدینه ششم سپتامبر دوهزار سیزده در روز سوم سپتامبر کتاب هایی را که خواهرم به من فرستاده بود به دستم رسید ، به راستی از یک باره رسیدن کتاب ها شگفت زده شدم ! برخلاف سرعت اینترنت سرعت پست بسیار چشمگیر بود . در این بسته کتاب ها دو تا نقاشی هم از آرتونیس و آمستریس بود...
-
در مطب چشم پزشک
پنجشنبه 14 شهریورماه سال 1392 11:55
در مطب چشم پزشک تورج پارسی پنجم سپتامبر دوهزار سیزده اتاق انتظار چند نفری نشسته اند ، سلام Hej می کنم و می نشینم ، خیلی یواش یک نفر پاسخ می دهد ! چندان رسم نیست در این دیار! می نشینم دکتر یک نفر را که نوبتش رسیده صدا می زند و لبخندی هم به من ! مطب پزشکان تنها جایی است که فرصت می کنم مجلات زنانه ، خوراکی ، مد و..... را...
-
نه به جنگ
چهارشنبه 13 شهریورماه سال 1392 21:34
نه به جنگ ! تورج پارسی چهار شنبه چهارم سپتامبر دوهزار سیزده امروز رفتم به مرکز شهر / Centrum / اپسالا جمعیتی ایستاده بود تا " نه " خودرا به جنگ ، " نه " خود را به تجاوز نظامی به سوریه اعلام بکنند ، من هم به آنها پیوستم . به گمانم اگر در روز شنبه چنین برنامه ای باشد هزاران نفر گرد خواهند آمد . در...
-
ادامه عکس ها
چهارشنبه 13 شهریورماه سال 1392 11:33
-
زیبایی هم آهنگی است
چهارشنبه 13 شهریورماه سال 1392 00:09
زیبایی هم آهنگی است !طبیعت نخستین آموزگار زیبایی شناسی انسان بوده است و سپس انسان با این شناخت دست به آفرینش هنر دست یازید . با مهر همیشگی
-
یادی از بانو دلکش در سالگرد رفتنش
دوشنبه 11 شهریورماه سال 1392 04:39
یادی از بانو دلکش در سالگرد رفتنش تورج پارسی دوشنبه دوم سپتامبر دوهزار سیزده زنی که بر تارک سد سال موسیقی اخیر ایران قرار دارد ،عصمت باقرپور بانام هنری دلکش . دلکش نام گوشه ای است در دستگاه ماهور که عبدالعلی وزیری نخستین معلم عصمت / برادر کلنل / بر وی گذاشت . دلکش پس از قمر شکوفایی موسیقی ایرانی را رقم می زند. خواستم...
-
سرانجام ایشان و خوش باوری ما !
یکشنبه 10 شهریورماه سال 1392 18:50
سرانجام برنده صلح شدن هم همین است !! نخستین سالی که اوباما به عنوان ریاست جمهور امریکا برگزیده شد من از امریکا به طرف ایسلند در پرواز بودم ، از شنیدن خبر پیروزی کسی که روی واژه ی change تاکید می کرد خشنود شدم اما اکنون می بینیم که حضرتش در حد جورج بوش سقوط کرد ! و شایدم از آن عقب افتاده ، پایین تر افتاد ! سرانجام...
-
بوی جنگ ، بوی وحشت
جمعه 8 شهریورماه سال 1392 15:57
بوی جنگ ، بوی وحشت تورج پارسی سی ام اگوست دوهزار سیزده بوی جنگ ، بوی وحشت ، بوی آوارگی ، بوی بدبختی از همه سو به مشام می رسد ! کشورهای امپریالیستی با پرچم دروغین حقوق بشر برنامه ی آتش سوزی خاورمیانه را در دست دارند ، دفاع از سوریه دفاع از دیکتاتوری اسد نیست بلکه " نه " به تجاوزات سرمایه داری غرب " نه...
-
آغاز نهمین سال تاسیس کمیته بین الملی نجات پاسارگاد
چهارشنبه 6 شهریورماه سال 1392 22:01
سالگرد تاسیس سایت «نجات پاسارگاد» جنبشی فرهنگی که همچنان به پیش می رود بیست و نهم اگوست امسال آغاز نهمین سال تاسیس سایت کمیته بین المللی نجات پاسارگاد است؛ کمیته ای که اولین ندای اعتراض به ویرانگری های میراث فرهنگی و تاریخی ایران در سراسر جهان بود. این حرکت اعتراضی، که ابتدا همراهی صدها تن از روشنفکران، نویسندگان،...
-
برای آن دور دست که تاتیانا خفته است !
چهارشنبه 6 شهریورماه سال 1392 15:35
برای آن دور دست که تاتیانا خفته است ! تورج پارسی به راستی هیچ کس نبود ! تا چشم کار می کرد ، من بودم ، که تنها بودم ! ........ بوداپست می دوهزار سیزده