-
نوشاد ، دل شادمان کرد،
دوشنبه 9 مردادماه سال 1391 11:35
نوشاد عالمیان جوان سرفراز ایرانی با چهره ی مهربان و لبخندی آشتی جو در نبردی ورزشی و. ره آورد اش در المپیک نوشاد ، دل شادمان کرد، چشم همگی روشن ، دست مریزاد فرزند مردم ایران شادباش می گویم به مردممان ، به مردمی که دربندند اما می کارند درخت آرزو و امید را. اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی بهم تازیم بنیادش...
-
دوستانی داشتم که هرگاه به مناسبتی به تهران پایتخت می آمدم
یکشنبه 8 مردادماه سال 1391 10:56
دوستانی داشتم که هرگاه به مناسبتی به تهران پایتخت می آمدم دوستانی داشتم که هرگاه به مناسبتی به تهران پایتخت می آمدم تورج پارسی دوستانی داشتم که هرگاه به مناسبتی به تهران پایتخت می آمدم با انان نیز دیداری می کردم از جمله الف. میم. الف بود روزگار همیشه رنگینش را دوست می داشتم پای حرفش می نشستم و از هم گپی با حضرتش لذتی...
-
از آبی من تا آبی لاله چین همدان
سهشنبه 3 مردادماه سال 1391 13:53
از آبی من تا آبی لاله چین همدان پشت این همه دم ها و باز دم های خسته روزگاران چشمانم به دیدن چراغ دست ساخت لاله چین همدان آبی شد و رنگ آبی خود را کنار این چراغ گذاشتم تا آبی تر شود. باشد که درودم به کارگران هنرمند لاله چین برسد با مهر همیشگی رنگ من ، رنگ درون من ، رنگ درون فکر و اندیشه ی من آبی است . این رنگ مرا با خود...
-
اندیشه های ایرانی از منظر ماتریالیسم دیالکتیک
دوشنبه 2 مردادماه سال 1391 16:39
اندیشه های ایرانی از منظر ماتریالیسم دیالکتیک تورج پارسی و افسوس مى خوررم بر سرزمینى که اندیشمندان آن تکیه بر خرد داشته اند و نخستین اندیشه اش که پس تر نام دین به خود گرفت "بینش " و"خرد " و"آزادى گزینش "و خویشکارى یا مسئولیت فردی را پایه ى کار خود قرار داده و مثلث نیکى سه گانه را بر...
-
من در دنیای کودکی نوه هایم به تماشای خود می ایستم
دوشنبه 26 تیرماه سال 1391 17:40
من در دنیای کودکی نوه هایم به تماشای خود می ایستم · آشپز مشهور گمنام !!!! من در دنیای کودکی نوه هایم به تماشای خود می ایستم تورج پارسی امریکا که بودم هر چندگاه در آشپزخانه به پخت خوراک می ایستادم ، البته کمی به درازا کشید تا با سیستم فرگاز این دیار آشنا شدم به هرروی پختم و خورده شد اما و اما یک نفر همیشه به دست پخت من...
-
امروز کمی به جمع و جور کردن کاغدهای سرگردانم مشغول شدم·
دوشنبه 26 تیرماه سال 1391 17:38
Edit امروز کمی به جمع و جور کردن کاغدهای سرگردانم مشغول شدم· امروز کمی به جمع و جور کردن کاغدهای سرگردانم مشغول شدم تورج پارسی امروز کمی به جمع و جور کردن کاغدهای سرگردانم مشغول شدم البته پس از رختشویی بامدادی ! بر خوردم به این شعر آصفی کرمانی شوربختانه ندانستم در چه دوره ای می زیسته ، معاصرست یا از دوردست های تاریخ...
-
باز می خواهم که پیدایت کنم
جمعه 23 تیرماه سال 1391 19:25
باز می خواهم که پیدایت کنم تورج پارسی باز می خواهم که پیدایت کنم ازغم هر لحظه آگاهت کنم رفتی با خود ببردی روز را هدیه کردی درد دنیا سوز را درد هجرانت مرا آواره کرد هستیم برباد داد ، بیچاره کرد بی تو من تنهاترین غصه هام موج دردناک درون قصه هام در شبان لحظه ها دیوانه ام از خود و از هستیم بیگانه ام باز می خواهم که پیدایت...
-
کتاب زرتشت گاتاها نام دارد در این کتاب :
دوشنبه 19 تیرماه سال 1391 23:14
کتاب زرتشت گاتاها نام دارد در این کتاب : تورج پارسی باورر به خرد باور به راستی باور به اندیشیدن باور به آزادی گزینش باور به مسئولیت شخصی باور به اصالت فرد باور به برابر ی انسان ها باور به آزادی انسان ها باور به دخالت مردم در کارهای خود باور به تعین سرنوشت انسان به دست خود انسان باور به دانش وباور به پیوستگی آرامش...
-
به وقت "نرگس "ار خواندکسی فردوس گیتی را
پنجشنبه 15 تیرماه سال 1391 15:57
به وقت "نرگس "ار خواندکسی فردوس گیتی را به وقت "نرگس "ار خواندکسی فردوس گیتی را به یک معنا روا باشد که "دل مان "داردش باور امروز توک پایی رفتم تا سایت حشمت دینی که عکاس است ، عکس ها را نگاه کردم گشتی زدم تا رسیدم به گل نرگس، گلی که خانواده گسترده ای دارد ودر شهرهای شیراز، فیروز آباد،...
-
تن سرشار کن از برهنگی
پنجشنبه 15 تیرماه سال 1391 12:17
تن سرشار کن از برهنگی تورج پارسی تن سرشار کن از برهنگی من از این همه دیوار می ترسم گیسو بیافشان بر کال شانه و نگاهت را بر رویاهایم بدوز شاید که در من ترانه ای در حال سرودنست . باچشمانم که هزارانند اکنون و همیشه بر تنت می نویسم : با تو به دنیا می آیم با تو می رویم تن سرشار کن از برهنگی من و این همه دیوار ...... هیهات...
-
در پس تاریک روزگار
چهارشنبه 14 تیرماه سال 1391 22:17
در پس تاریک روزگار تورج پارسی امید در پس تاریک روزگار تابد دوباره و خواند سرود عشق چهارم جولای دوهزار دوازده . اپسالا
-
نگاهت آبى و آبى است ، آبى جان
سهشنبه 13 تیرماه سال 1391 23:24
نگاهت آبى و آبى است ، آبى جان نگاهت آبى و آبى است ، آبى جان تورج پارسى نگاهت آبی و آبی است ، و لبخندت ، به سان قطره ی باران ، سخاوت و دهش دارد . بهاری سبز در دستان خود داری ، بهاری ،کاندر پی ندارد فصل پاییزی . لبانت واژه آشتی و امیدست ، که شب را می دهد پیوند با روزان آفتابی ، و شب رویای آرامی است در گیسوی افشانت ، که...
-
ای میلی از استاد جلیل دوستخواه
یکشنبه 11 تیرماه سال 1391 20:55
در خدمت دکتر دوستخواه درهمایش شاهنامه پژوهی دانشگاه اپسالا ای میلی از استاد جلیل دوستخواه پژوهنده ای از دکتر دوستخواه درباره واژه "روسپید "یا روسفیده پرسیده بود و استاد این پاسخ را داده و رونوشتی نیز برای من فرستاده اند از آنجایی که این واژه کاربرد روزانه دارد خواستم آنرا در اختیار همگان بگذارم . با مهر...
-
به خاطر "میخی" نعلی افتاد
یکشنبه 11 تیرماه سال 1391 09:37
Edit به خاطر "میخی" نعلی افتاد by Touradj Parsi on Sunday, 1 July 2012 at 07:01 · امروز در سایت فرهیخته صمد سین این زبان زد یا ضرب المثل ژاپنی را خواندم که آنرا همگانی می کنم : به خاطر "میخی" نعلی افتاد به خاطر نعلی" اسبی" افتاد به خاطر اسبی " سواری " افتاد " به خاطر سواری...
-
پرنده خواب پرواز می بیند
شنبه 10 تیرماه سال 1391 14:02
پرنده خواب پرواز می بیند تورج پارسی موزاییک آشفتگی هایم سنگ فرش کوچه را غمگین کرده است درهای چوبی کهنه ی خانه ها به سختی نفس می کشند و خبری هم از آفتاب نیست . دلواپس پرنده ای هستم که در خلوتگه تاریکش خواب پرواز می بیند. سی ام جون دوهزار دوازده
-
آیین واجیشت گهنبار «میدیوشهم» در آدریان تهران
جمعه 9 تیرماه سال 1391 01:23
آیین واجیشت گهنبار «میدیوشهم» در آدریان تهران تصاویر : http://www.amordadnews.com/neveshtehNamyesh.aspx?NId=7455
-
به مناسبت جشن تابستانی تیرگان
سهشنبه 6 تیرماه سال 1391 18:43
به مناسبت جشن تابستانی تیرگان · به مناسبت جشن کهن تیرگان از آب تا درخت و مرد پرهیزگار تورج پارسی نجد یا فلات ایران سرزمین گسترده ایست که خاور آنرا دره های پهن و گسترده سند و پنجاب وباختر آنرا جلگه میانرودان _ فرات و دجله _ و شمال آنرا جلگه های غربی و شرقی دریای خزر و جنوب آنرا خلیج پارس و دریای عمان گرفته است . وسعت...
-
تنهایی
یکشنبه 4 تیرماه سال 1391 18:04
-
مجله ماهیانه چیستا هم تعطیل شد
جمعه 26 خردادماه سال 1391 13:47
مجله ماهیانه چیستا هم تعطیل شد پس از مرگ استاد شهریاری خبر مرگ چیستا هم اعلام شد. به یاد تک بیتی افتادم که در سالیانی دور آنرا سرودم به گمانم شبی بود به قول پیر توس : شبی چون شبه روی شسته به قیر نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر در آن شب که نه بهرام پیدا بود و نه کیوان و نه تیر سرودم درد ایام فزونست و تحمل اندک مرهمی کو...
-
به یاد همیشگی مادرم
جمعه 26 خردادماه سال 1391 00:14
به یاد همیشگی مادرم · مادر Mutter Mother мать mère madre mamma
-
در کنار داریوش نوه پنج ساله ام
سهشنبه 23 خردادماه سال 1391 16:41
روزی داشتم کتاب می خواندم ، آفتاب بی دریغ بر ویرجینیا می تابید داریوش آمد نزدم و این لیوان دو جداره را نشان داد و گفت بابایی این دو جدار را از هم جدا بکن می خوام این نقاشی راکه کشیدم بزارم داخلش که زیبا بشه" البته فارسی رابا تلفظ امریکایی گپ می زند / پرسیدم چطوری بابا جانم گفت خودم راه حل دارم ! از بکارگرفتن واژه...
-
دوباره سازی مفهوم دقیق واژه ها
جمعه 19 خردادماه سال 1391 17:21
دوباره سازی مفهوم دقیق واژه ها بارها متوجه شده ام که در زبان فارسی تعبیرات بیش از معنای واژه ها هستند ، و همین جا به جایم می کند و وادارم می کند که در بکارگیری واژه ها احتیاط کرده و گاه نیز سکوت را بر بگزینم چرا که هر واژه ای آرشیوی را جلوی چشمانت سبز می کند که مگو و مپرس . اندیشیدن به این مهم مرا تا در خانه ی...
-
درگذشت بانو آذران
دوشنبه 15 خردادماه سال 1391 22:28
درگذشت بانو آذران · هم اکنون از خبر درگذشت بانو آذران همسر استاد ارجمند دکتر آذران ریاست پیشین دانشکده ادبیات دانشگاه گندی شاپور اهوازآگاه شدم بدین وسیله همدردی خودرا با آقای دکتر که سال ها باهم همکاری داشتیم و دخترشان مامک بانواعلام کرده و به فروهر بانو آذران درود می فرستم با مهر همیشگی تورج پارسی
-
سال هاست حیرانم تاتیانا
دوشنبه 15 خردادماه سال 1391 19:17
سال هاست حیرانم تاتیانا · سال هاست حیرانم تاتیانا تورج پارسی ما شراب می نوشیدیم ، صورت هایمان گل انداخته بود ، اتاق گرم بود ، تو گارمون می زدی درست یادم میاد ، قایقرانان ولگا را ، شراب برات ریختم ، رفتی بالا مثل خوردن ودکا ، خندم گرفت ، خندیدیم ، چه خنده ای که اشک از چشمامون اومد ، پشت پیانو نشستی و ملودی دختر شیرازی...
-
سال هاست حیرانم تاتیانا
دوشنبه 15 خردادماه سال 1391 19:16
سال هاست حیرانم تاتیانا · سال هاست حیرانم تاتیانا تورج پارسی ما شراب می نوشیدیم ، صورت هایمان گل انداخته بود ، اتاق گرم بود ، تو گارمون می زدی درست یادم میاد ، قایقرانان ولگا را ، شراب برات ریختم ، رفتی بالا مثل خوردن ودکا ، خندم گرفت ، خندیدیم ، چه خنده ای که اشک از چشمامون اومد ، پشت پیانو نشستی و ملودی دختر شیرازی...
-
نگاره
دوشنبه 15 خردادماه سال 1391 19:14
گلدان نگاره * تورج پارسی گل گلدان چه بی حوصله است گر چه بی مهر به من می نگرد نیک دانم که دل کوچک افسرده ی او تار تارش به دل غمگینم پیوسته است . ۲۱ مه ۲۰۰۰ *نگاره =طرح
-
پیروزه رستم اوا *
یکشنبه 14 خردادماه سال 1391 15:30
به زینت هاشمی و محمد عقیلی پیروزه رستم اوا * تورج پارسی ویرانه ای در من قد می کشد ، بزرگ می شود ، بیابانی می گردد ، بیابانی که گرما در آن فریاد می کشد . نمی دانم با بیابانم چه کنم ، آنرا به کجا ببرم ، کجا بگذارمش ؟ هرکس مرا می بیند می خواهد بپرسد که بیابانت را به کجا می بری . چه جواب بدهم ، چه بگویم ؟ بگویم که بیابانم...
-
باران و برگ گل
یکشنبه 14 خردادماه سال 1391 00:37
باران و برگ گل · باران و برگ گل
-
باده مریز ساقیا !
جمعه 12 خردادماه سال 1391 19:24
باده مریز ساقیا ! نگاه تورج پارسی باز دوباره پر شده چشم من از نگاه او مست شدم من از نگاه باده مریز ساقیا سی و یکم ماه مه دوهزار دوازده
-
خورشید زمینی
جمعه 12 خردادماه سال 1391 13:54
.