سانسورچیان متدین !!! و روزگار پراندوه ما !



سانسورچیان متدین !!! و روزگار پراندوه ما !


تورج پارسی


دوشنبه بیست و چهارم جون دوهزار چهارده / اپسالا


سانسورچیان مومن ! به همه چیز کار دارند جز به آبادی کشور ، دخالت در همه ی شئون اجتماعی حتا آنجا که مجاز هم نیستند ! آنچنان  زندگی را همه سویه به تباهی کشانیده اند که به گفته دوست شاعر و ترانه سرایم بیژن سمندر :
که از شیرازه ی دفتر , دو برگ درهمش مانده !
سانسورچیان نظامی ، سد شرف دارند به سانسورچیان به اصطلاح دینی ، اینان در در سراسر جهان در راستای تاریخ زیست انسان  همیشه " مزاحم " بوده اند  !کافی است به بی دادگاه های دینی  نگاهی بیندازید که رنگین است از خون دگر اندیشان و بی خدایان ! شوربختانه در این شرایط پر دغدغه  آدم "  به خودسانسوری "هم دچار می شود و تازه دیگران  هم ترا سانسور می کنند !  به راستی شرایط سرتاپا مکر و فریب برآیند حکومت های خودکامه است و بس !

***

به کارها و ترجمه های نجف دریابندری را آشنا بودم ، مرتضا محمودی دوست نزدیک من خویشی دارد با نجف از او هم شنیده بودم . هنگامی که شماره ی ششم ۲۲۸ صفحه ای اندیشه ی پویا را که در ایران منتشر می شود از کتابخانه عمومی شهر قرض گرفتم  زمینه ی آشنایی  با  دریابندری را بیشتربه دست آوردم .
پای نجف در این نوشته از این جهت باز شد که مطلبی را در باره ی سانسور " واژه " ها که از برکت سانسورچیان حکومتی نصیب شده است به میان آورده بود . دریا بندری می نویسد :
آقای حداد عادل را من آوردم به موسسه فرانکلین احمد فردید ایشان را پیشنهاد کرد ......بعد از انقلاب آقای رضا سید حسینی در تلویزیون بود ، ایشان به مدیران گفته بود  که این آقای دریابندری سابق در تلویزیون بوده  و این هم آثارش اما بعد از انقلاب رفته خونه نشسته و کسی هم به او مراجعه نکرده است ! خلاصه چند ماهی بعد از انقلاب عده ای را از تلویزیون به دنبال من فرستادند و گفتند که شما این جا کار می کردید و حالا انقلاب شده چرا خانه نشسته اید برگردید سرکار ! مارا دعوت کردند جلسه ای تشکیل شد که آقای حداد عادل ، کیمیایی بود و غلام حسین کرباسچی در آن جلسه ، حداد عادل گفت :  اقای دریابندری شما دیگر نمی توانید از کلمات چپ استفاده بکنید و مثلا باید بگویید مصتضعفین نه رنجبران یا ستم دیدگان !!!!!!!! من البته کار را ادامه ندادم چون حس می کردم که جایی برای کار نیست !
ناصر تقوایی کارگردن فیلم دایی جان ناپلئون هم در برنامه  ای که به منظور بزرگداشتش  در خانه هنرمندان برگزار شده چنین گفته است :
" تاکنون سانسور مضمونی بوده است اما امروز دیگر صحبت از مضمون نیست و این روزها کار به جایی رسیده است که " واژگان  "را سانسور می‌کنند و می‌گویند فلان واژه را استفاده نکنید. واژه " می " را از دامنه واژگان حذف کردند. مگر می شود این واژه حذف شود؟ با "  اشعار حافظ " چه می کنید؟ کجای دنیا واژه ها مجرم هستند؟ "
به راستی که سانسور هم یک جور اعدام است ، یک جور سنگسارست یک جور ناجورست !

زندگی میدانی است که هم " داد " و هم " بی داد " در آن در نبردند


زندگی میدانی است که هم " داد " و هم " بی داد " در آن در نبردند ! پیروزی یعنی تلاشی که می کنی ، یعنی در خود نرمبیدن ! بچه ها پیروزند به خاطر تلاش شان ، به خاطر " حرکت" شان در جهت تغیر ! در برابرشان کلاه از سر بر می دارم و به احترام می ایستم .
از معلم کارلوس کیروش سپاسگزاری می کنم ، زحمتش در آینه ی جهان ثبت است ، بامهر همیشگی دستش را می فشارم ! یک معلم خوب یک معنای جهانی است . مسی و گروهش از دفاع همه سویه ی بچه ها در عذاب بودند ، مسی هم در کمین شاید راهی بیابد ، راهی یافت که هرگز باورش نشد ! او هم درسی گرفت از بچه ها ، او هم فهمید ایرانی ها را ! بچه ها سپاس و سپاس و سپاس و شادباشی هم برای بچه های آرژانتین . همیشه " فردا " یی هم هست ! با مهر همیشگی

جوانی سربلند در تاریخ ورزش کشور ! سپاسگزاریم ، سپاسگزاریم نگهبان دژ ! به راستی سپاسگزاریم

جوانی سربلند در تاریخ ورزش کشور ! سپاسگزاریم ، سپاسگزاریم نگهبان دژ ! به راستی سپاسگزاریم

بچه ها پیروزند به خاطر تلاش شان

زندگی میدانی است که هم " داد " و هم " بی داد " در آن در نبردند ! پیروزی یعنی تلاشی که می کنی ، یعنی در خود نرمبیدن ! بچه ها پیروزند به خاطر تلاش شان ، به خاطر " حرکت" شان در جهت تغیر ! در برابرشان کلاه از سر بر می دارم و به احترام می ایستم .
از معلم کارلوس کیروش سپاسگزاری می کنم ، زحمتش در آینه ی جهان ثبت است ، بامهر همیشگی دستش را می فشارم ! یک معلم خوب یک معنای جهانی است . مسی و گروهش از دفاع همه سویه ی بچه ها در عذاب بودند ، مسی هم در کمین شاید راهی بیابد ، راهی یافت که هرگز باورش نشد ! او هم درسی گرفت از بچه ها ، او هم فهمید ایرانی ها را ! بچه ها سپاس و سپاس و سپاس و شادباشی هم برای بچه های آرژانتین . همیشه " فردا " یی هم هست ! با مهر همیشگی

در قلمرو آفتاب


Midsommar نیمه ی تابستان
در قلمرو آفتاب
تورج پارسی
شنبه بیست و یک جون  دوهزار چهارده . اپسالا

در سوئد جشن نیمه ی تابستان  / smmarstånd ya انقلاب تابستانی /از کهن ترین و درازترین روز سال است  ,
Midsommar نیمه ی تابستان
در قلمرو آفتاب
تورج پارسی
شنبه بیست و یک جون  دوهزار چهارده . اپسالا

در سوئد جشن نیمه ی تابستان  / smmarstånd ya انقلاب تابستانی /از کهن ترین و درازترین روز سال است  , در این روز مردمان رخت ملی می پوشند به دور درختی  دست ساخت به نام majstångکه نشانواره ی باروری زمین است دایره  وار می چرخند و می خوانند / minsomma tång /
این آیین در واقع از کشور آلمان در هزار چهارسد میلادی به سوئد  رسیده و همگانی گشته است .
شب نیمه ی تابستان در فرهنگ مردم شبی سحر آمیزست ، شبی با نیروهای آشکار و نهان ! همه چیز لبریزست از توان و انرژی ! از شبنم تا شاخه های درختان ، منابع آب   دارای توانی بیش از معمولند !  شبنم همچون یک داروی سحر آمیز درمان بخش است ! مایه خمیر با شبنم  طعمی بهتر به نان می دهد و.......  بی گمان این همه سحر و ساحری طبیعت نشانه وجود خورشیدست  !
چرا که در شمال ما به روز بدون شب می رسیم ، آفتاب نیمه شب ! که جهانگردان را به تماشا می آورد .
ساعت طلوع و غروب خورشید در روز شنبه بیست و یکم   جون  در نقاط مختلف سوئد به شرح زیر خواهد بود:

نواحی شمال سوئد
آفتاب: تمام روزو شب  می درخشد
د‫
‬
استکهلم
طلوع آفتاب ساعت: سه و سی دقیقه بامداد 
غروب آفتاب ساعت: یازده و هشت دقیقه
‫اپسالا
طلوع آفتاب ساعت: سه و بیست و شش دقیقه بامداد 
غروب آفتاب ساعت:یازده ده و پانزده دقیقه شب
به شادی باد باد و شادمانی انسان را . با مهر همیشگی

در این روز مردمان رخت ملی می پوشند به دور درختی  دست ساخت به نام majstångکه نشانواره ی باروری زمین است دایره  وار می چرخند و می خوانند / minsomma tång /
این آیین در واقع از کشور آلمان در هزار چهارسد میلادی به سوئد  رسیده و همگانی گشته است .
شب نیمه ی تابستان در فرهنگ مردم شبی سحر آمیزست ، شبی با نیروهای آشکار و نهان ! همه چیز لبریزست از توان و انرژی ! از شبنم تا شاخه های درختان ، منابع آب   دارای توانی بیش از معمولند !  شبنم همچون یک داروی سحر آمیز درمان بخش است ! مایه خمیر با شبنم  طعمی بهتر به نان می دهد و.......  بی گمان این همه سحر و ساحری طبیعت نشانه وجود خورشیدست  !
چرا که در شمال ما به روز بدون شب می رسیم ، آفتاب نیمه شب ! که جهانگردان را به تماشا می آورد .
ساعت طلوع و غروب خورشید در روز شنبه بیست و یکم   جون  در نقاط مختلف سوئد به شرح زیر خواهد بود:

نواحی شمال سوئد
آفتاب: تمام روزو شب  می درخشد
د‫
‬
استکهلم
طلوع آفتاب ساعت: سه و سی دقیقه بامداد 
غروب آفتاب ساعت: یازده و هشت دقیقه
‫اپسالا
طلوع آفتاب ساعت: سه و بیست و شش دقیقه بامداد 
غروب آفتاب ساعت:یازده ده و پانزده دقیقه شب
به شادی باد باد و شادمانی انسان را . با مهر همیشگی