استاد زنده یاد ایرج افشار که خود معنای " کتاب " بود

استاد  زنده یاد  ایرج افشار  که خود معنای " کتاب " بود
این مرد پر تلاش ، پژوهشگر ، کتاب شناس ، مورخ ، ایران شناس ایران دوست که در گردشگری چه در ایران و برون
مرز همواره سعی دارد برگی بر تاریخ و فرهنگ ایران زمین بیفزاید ، درباره اش نوشته شده است که : اهل مدح و قدح، تعارف و وقت گذرانی نیست. روح معتدلش اجازه نمی دهد واله و شیدا شود و خردمندی در گفتار و کردار او هویدا است. بی تکلف، هوشمند و واقع بین ایام را می گذراند. پست و بلند زمانه را به هیچ می گیرد. . این ویژگی ها که بر شمرده شد درخوراوست ، درخور آدمانی چون ایرج افشار که شرف کتاب و قلمند .در پایان باید افزوده شود که در سال ۱۳۰۴ دو رویداد خوب در خانواده ی دکتر محمود افشار به وقوع پیوست که یکی زایش ایرج و دیگری زایش ماهنامه ی آینده است. این دو رویداد در گسترش فرهنگ و ادب ایران زمین تعیین کننده بوده و هستند.
پاره ای از نوشته ی این قلم در ایران شناخت
http://iranshenakht.blogspot.se/2006/02/237.html

lease write NOWRUZ when you need to write it in English because:


 Please write NOWRUZ when you need to write it in English because:


1. در جلسۀ مورّخ 11 آگوست 2004 یونسکو، نوشتن نوروز به صورت
Nowruz
 به اتّفاق آراء مورد تصویب نمایندگان "کشورهای برگزارکنندۀ نوروز" شامل ایران، آذربایجان، ازبکستان، افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، ترکیه، قزاقستان، قرقیزستان و هندوستان قرار گرفت و از آن پس یونسکو این شیوۀ نگارش را در ارتباطات جهانی خود معمول نموده است. این کشورها با وجود شیوه های مختلف تلفّظ، به شیوۀ نگارش Nowruz رأی داده اند.
2. از دکتر احسان یارشاطر بنیان گذار دایرةالمعارف ایرانیکا، بزرگترین و معتبرترین مرجع ایران شناسی در زبان انگلیسی، در مورد نحوۀ نوشتن کلمۀ نوروز با الفبای لاتین سؤال شد. ایشان در پاسخ چنین اظهار داشتند: "نوروز یک کلمه است، بدون فاصله یا خط تیره، و نگارش آن نه فقط برای انگلیسی زبانان بلکه برای دیگر ملیّت ها نیز براساس قواعد علم آواشناسی یا
Phonetics به صورت
Nowruz
 می باشد."
3. زنده یاد دکتر محمد مقدم، استاد برجستۀ زبان شناس دانشگاه تهران، در سال 1938 (قبل از جنگ جهانی دوم) در رسالۀ دکترای خود زیر عنوان "ریشه های هند و اروپایی جشن های سال نو ایرانی" برای دانشگاه
Princeton آمریکا، نوروز را به صورت
 Nowruz نوشته است.
4. دو کشور آمریکا و کانادا نوروز را در 21 مارچ به رسمیّت شناخته اند. در آمریکا (کاخ سفید، کنگره و وزارت امور خارجه) و در کانادا (دولت و پارلمان) در اسناد و مکاتبات رسمی، نوروز را به شکل
 
Nowruz
 می نویسند. (به پیام های شادباش رؤسای جمهور توجّه فرمایید.)
5. دانشگاه های کمبریج و اکسفورد و بنیاد میراث ایران و بسیاری از بنیادها و مراکز ایران شناسی و نیز کانون ها و انجمن های ایرانی در خارج از ایران این شیوۀ نگارش را اتّخاذ نموده اند.
 
 

اورمزد روز یا نخستین روز سال

بخش هشتم             
اورمزد  روز یا   نخستین روز  سال
تورج پارسی
سال را چهار فصل است ، هر فصل را درنظم کیهانی یا " قانون اشا " تباری است . هر فصل فرزند زمانست با نامی و نشانی ، بویی و رنگی ، آوازی و خمی و چمی . هر فصل آغازی است ، اماتنها سالار فصل ها بهارست که با رخت سبز تولد می شود و بر صدر می نشیند . آفتابش از بند زمستان تارو تیره رهایی می یابد تا به آن » سلامی دوباره داده شود «  برکت به زمین بر می گردد ، پرنده و چرنده بر خوانش می نشینند و زبان آهنگین به نیایش باز می کنند
. نسیم نرم نرمک گیسوی چمن را با ترنم و آرامشی بهارانه شانه می کند . دل آبی عاشقان در امنیت خاطر می خواند و به عشق شیدایی می اندیشد  . شب آبی عاشقان در طراوت بهاری ، » کلید صبح « در چاه می اندازد ، چرا که شب را خود باری است و معنایی در فرهنگ آبی و مهربان عشق . بهار پیغام عاشقان را می رساند ، آنکه عاشق نیست کیست ؟  
آنکه عاشق نیست یا به گفته ی
 Bob Dylan »
آنکه به تولد دوباره اشتغال ندارد مشغول  مردنست «
آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود
آمد ندای آسمان تا مرغ جان پران شود   » مولانا «
نخستین روز سال ، یک آغازست ، یک آغازی سرشاراز امید و شادمانی ،  رو در رویی باجهانتابی آفتاب . روزی می آغازد که روزی دیگرست ، زایشی تازه در نظام کیهانی یا قانون اشا . در فرهنگ نیاکانی ما نخستین روز»  ماه « و» سال « یا » سر سال « نام اهورا مزدا را بر پیشانی دارد :
در سروستان بازست به سروستان چیست
 اورمزدست خجسته  ،سر ماه  و سر سال    منوچهری «
و مسعود سعد سلمان درباره ی چنین روز خجسته ای سپارش کرده است  :
امروز  اورمزدست  ای یار میگسار
برخیز و تازگی کن و آن " جام باده آر "
ای  اورمزد روی  بده » روز اورمزد
آن " می " که شادمان کند  اورمزد وار
و اورمزد روز همان روزی است که جمشید با تخت به فضا رفت و در گاه برگشت مردمان به گردش گرد آمده و انجمن کرد ند و چنین روز فرخنده را » نوروز « نام نهادند . این » جشن فرخ « یادمان روزگارانی است که » گرما و سرما و پیری و مرگ و رشک در جهان نبود «1
جهان انجمن شد بر تخت او     
از آن بر شده ، فر اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر  آنروز  را  روز نو  خواندند
 سر سال نو  یا  هرمز فرودین  یا  اورمزد روز « بزرگان چه کردند ؟
 سر سال  نو  هرمز فرودین      
برآسود از رنج د ل ، تن زکین
بزرگان به " شادی " بیاراستند    
  می و جام و رامشگران خواستند
چنین " جشن فرخ " از آن روزگار   
       بماندست ازآن " خسروان  یادگار
 البته در این خجسته گاه مردمان » آیین کهن نوروزی  « را  که نوشیدن باده باشد به جا می آوردند ، مسعود سعد قطعه ی برای روز اورمزد سروده است :
امروز اورمزد ست ای یار میگسار      
  برخیز تازگی کن و آن جام باده آر
ای اورمزد روی  بده روز اور مزد     
 آن می که شادمان کندم اورمزدوار
تا بر نشاط مجلس سلطان ابوالملوک       
 باشیم شادمان و نشینیم شاد خوار
چنانچه زنده یاد  دکتر ماهیار نوابی استاد دانشگاه شیراز هم ، همین آیین را یاد آور می شود ، یادش به خیر باد که چه شادمان این شعر را در اپسالا به موقع زمزمه می کرد و درهر گاه سرزمین یخ و سرما را هوایى دیگر می بخشید.
 می  بایدمان خورد ، ازیرا که نشاید     
فرخنده چنین روزی  بی " می  گذارنیش
گر " می  خوری"  و سرت گران گردد زان " می "    
 با " جام دگر " چاره توان کرد گرانیش
آیین کهن باشد " می خوردن نوروز "
 آیین کهــــــــــــــــن را بمهل تا بتـــــــوانیش  2
 

بخش هفتم : ریشه های پیدایى جشن نوروز


بخش هفتم : ریشه های پیدایى جشن نوروز :
تورج پارسی
نو روز یعنی روز نویی که بیانگر نقطه پایانی روزهای کهنه است ، نخستین روز است از ماه فروردین که در روز شمار باستانی روز نخستین هر ماه به نام اور مزدست ، این روز برابر با۲۰ یا ۲۱مارس است .
ریشه ی های پیدایى :
فرزانه ی توس نوروز را یادمانی از جمشید پیشدادی می داند :
آنگاه که جمشید پیشدادی در روی زمین کار مردمان را سامان بخشید در اندیشه گشت در فضا پرداخت :
به فر کیانی یکی تخت ساخت
چو مایه به دو گوهر اندر شناخت
دیوان به دستور جمشید تخت را از زمین به فضا بردند ،جمشید در آن تخت چو خورشید تابان میان هوا سیر کرد ، جهانیان از شکوه و توانایی او در شگفت شدند آنگاه که به زمین بازگشت :
جهان انجمن شد بر تخت اوی
از آن بر شده فره بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آنروز را روز نو خواندند
این گشت و گذار فضایى در روز اورمزد یا هرمزد از ماه فروردین انجام یافت پس مردمان به جشن شادی نشستند و این روز را نوروز خواندند . این جشن فرخ یادمان روزگارانی است که گرما و سرما و پیرى و مرگ و رشک در جهان نبود۱:
سر سال نو هرمز فرودین
بر آسوده از رنج دل تن ز کین
چنین جشن فرخ از آن روزگار
بماندست از آن خسروان یادگار
در ترجمه ی تاریخ تبری آمده است : پس جمشید خردمندان را گرد آورد و از آنان پرسید چگونه توانم این پادشاهی را جاودانه سازم ؟ گفتندش میان مردمان که آفریده ی خدایند داد بگستر  . جمشید خردمندان را گفت : آن را روزکه بنشینم به مظالم شما نزد من باشىد تا هرچه در او داد عدل باشد بنمایید تا منآن کنم و انروز که به مظالم نشست روز هرمزد بود از ماه فروردین پس از آن روز رسم کردند و بر گبران اکنون سنت گشت ۲
بیرونی دانشمند در کتاب التفهیم مى نویسد : نخستین روز است از فروردین ماه ، وزین جهت روزنو  نام کردند زیراک پیشانی سال نوست و ...اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین آنست که اول روزی است از زمانه و بدو فلک آغازیدن گشتن ۳
گردیزی در تاریخ خود در شرح جشن های ایرانی می نویسد :  مر مغان را جشن های فراوان بوده است اندر روزگار قدیم و آنگاه در علت پیدایى نوروز نویسد : این روز را نوروز گویند زیرا که سر سال باشد و شب و روز برابر شود و سایه ها از دیوارها بگذرد و آفتاب از روزن ها افتد .۴
استوره ها نیز پاسخی به جستجوگران راز و آغاز آفرینش   دارند چنانچه در استوره ی ایرانی آفرینش در شش گاه سال سر انجام می یابد که گاهنبارها نامند به همین مناسبت ایرانی سال روز هر آفرینشی را جشن گرفته و به شادی و شادمانی نیایش می ایستد ، شایان توجه است که این گاهانبار ها پیش از آیین زرتشت هم جشن گرفته می شدند .
در نخستین گهنبارمیدیوزرم  maedi ozarrem
 آسمان آفریده شد- این جشن به چم میانه ى بهارست
در دومین گهنبار آب مدیوشهم
maedio shahem- این جشن به چم میانه ی تابستان است
در سومین گهنبار زمین پیتى شهم
-paeteshahem به چم دانه آورست و فصل گرد آوری غله است  
در چهارمین گهنبار ayathrem-
ایاثرم  گیاه به چم برگشت است چرا که چوپان با گله به خانه بر می گردد
در پنجمین گهنبار میدیارم  -  maediarem    
حیوان یادمان آفرینش گوسپند سودمند است و به چم میانه ی سال  است  و جشن میان زمستان
در ششمین گهنبارهمس پتمدم انسان ،که به چم با هم گرد آمدن است  بنا بر این استوره در ششمین گهنبار Hamaspatmadm
برابر با سی سد شستمین روز سال یعنی روزهای پایانی اسفند ماه انسان آفریده شده به این عبارت که که فروهر انسان از جهان مینوى به زمین آمده و به پیکر مادی در امده است به همین دلیل نخستین ماه فروردین نامیده شده است .پس نوروز ایرانی در واقع جشن زادروز آدمی است  
پس باید گفت نوروز ، روز هرمزد ، نخستین روز سال ، روز نیایش آفرینش آدمی است ، روز نوجویی و زایش هستی است ، نوروز روز پیروزی روشنایی است ، نوروز جشن بهاری ، جشن داد و دهش شادی است ، جشن آشتی و پیمان ، جشن زدودن کینه و دشمنی است سپاس بر سالی که گذشت  و درود بر سالی که آغاز می شود .
آنچه که بر شمرده شد تاریخ نگرش انسان ایرانی به جلوه های هستى است که نوروز نشانواره ی فراگیر آنست  به همین دلیل همیشه به سوی  نوروز توسط غاصبان درونی  - و برونی  نشانه گرفته شده است
به گزارش تاریخ اسکندر به سپارش آموزگارش ارستو به این نتیجه می رسد که : باید به نماد رژیم ساقط شده ضربت زد ! چرا که که انهدام تخت جمشید اگر پاداشى برای لشکریان یا نوعی چالشگری باشد یک حرکت سیاسی نیز خواهد بود ، زیرا کاخی که درون آن جای گرفته مانند دىگر کاخ ها نیست ، در این کاخ هرساله در آغاز بهار تمام اقوام امپراتوری به مناسبت جشن نوروز برای ادای احترام به شاهنشاه بزرگ و خدایانش گرد می آمدند و نمونه هاى محصولات ایالت هاى خود را به حضورش پیشکش می کردند مراسمی که نقوش برجسته ی تا امروز در سرتاست پله های کاخ دیده می شود _ اسکندر نخست برگزارى نوروز را قدغن می کند و سپس درست در شبى بهارى بهار سال ۳۳۰پیش از میلاد -تخت جمشید را با برنامه ریزی و تدارک مقدماتی حساب شده ای به آتش می کشاند ....۵
اگر چه تخت جمشید را آتش زدند اما نوروز این کهن یادمان شادمانی و نوزایی با بار تاریخیش" به رغم مدعیانی که منع عشق کنند " ۶ ماندگار تاریخ شد و با چراغ جاودانه اش ره را روشن و همراه مان شد و هرسال با گام بهاری پیمان تازه  کرده  وپیوند و پیوست مردمان را نیزتازه تر می سازد . از عمر او همین بس که از دورترین نقطه ی تاریخ یعنی هزاره ها آمده و حتا از دین زرتشت نیزبزرگ سال ترست . پرسش این است که نوروز را می توان با رخت کوتاهی  که به قامت بلند تاریخی یش همخوانی ندارد ، خواند و به تماشا گذاشت .
 سرچشمه ها :
۱_ گات ها ، سروده های زرتشت ، تالیف و ترجمه ی پورداود ، رویه ۹۶
۲_ ترجمه تاریخ تبرى رویه ۲۱-۲۲
۳_ بیرونی _ التفهیم رویه ۲۵۳ویرایش همایى چاپ چهارم تهران ۱۳۶۷
۴_ ابو سعید عبدالحی ابن ضحاک ابن محمود گردیزى ویرایش عبدالحی حبىبى رویه ى ۵۱۴ چاپ اول ۱۳۶۶
۵_pierre chuvin ـ کیهان لندن شماره ی ۹۹۸چهارشنبه ۳۱مارس ۲۰۰۴.
۶_ به رغم مدعیانی که منع عشق کنند          
 جمال چهره ی تو حجت موجه ی ماست .   حافظ