یکی از نقاشی های نوه ام داریوش

یکی از نقاشی های نوه ام داریوش

داریوش چهار ساله و یکی از تابلوهایش

· · · Share · Delete

    • All Ways III
      Monday at 08:12 · · 1
    • Fariba Sabz کاشکی می تونستیم موقع کشیدن این نقاشی, ذهنش رو بخونیم
      Monday at 13:21 ·
    • Touradj Parsi کودک در این سن اگر شوقی به نقاشی داشته باشد بیشتر به ترکیب رنگ ها دست می زند بی گمان آینه کودک نخست طبیعت رنگ هاست . داریوش به نقاشی علاقه دارد و تا کنون کارهای خوبی از خود نشان داده است . البته در این نقاشی بخش بالایی شب است و خانه هایی که چراغشان روشن است بخش بعدی طبیعت رنگ هاست که بکار گرفته شده است . با مهر همیشگی و سپاس از توجه شما
      Monday at 13:26 · · 1

رنگین کمان نام تو

 

رنگین کمان نام تو

 

تورج پارسی

 

در رنگین کمان نام تو

زمان درون آب و آینه جاریست

تا در وادی غریب زندگی

بر من بتابد.

مرا با چشم هایت گوش کن *

مرا با چشم هایت !

مرا با چشم هایت

تا بشنوی سکوتم را :

ای عشق همه

بهانه از توست

من خامشم

این ترانه از توست ...*

***

* اسکاروایلد پس از خوردن شام این جمله را به آندره ژید گفت :‌شما با چشم هایتان

گوش کنید ! من هم از وایلد وام گرف...

کودکان کار و آروزهایشان

یکی بود، یکی نبود ..... زیر گنبد کبود، هیچی نبود.

من رفیق باغ و آبم با بهار همسایه ‌ام/ واسونک شیرازی


من رفیق باغ و آبم با بهار همسایه ‌ام/ واسونک شیرازی

واسونک  هاى شیرازى

Vaasunak

من رفیق باغ و آبم با بهار همسایه ‌ام

من به دستت از دل خود یک سبد گل داده‌ ام

تورج پارسی

واسونک ها ترانه های از دل و جان بر آمده ای هستند که عنوان " پیوند زناشویی " را با خود از این سو به آن سو می برند . ترانه هایی هستند که از گاه خواستگاری تا هنگامی که اروس پای به خانه ی شوی می گذارد توسط زنان خوانده می شود ، گاه یک زن می خواند و گروه دم می گیرد و دستک زنان " کف زدن " اوج شادی شادکامی را نشان می دهد . آیا واسونک ها را چه کسی ساخته پرداخته است ، آشکار نیست بلکه می توان گفت همچون آهنگ های محلی دل سوخته گان گم نام آنها راساخته و از سینه به سینه منقل شده است البته در راستای زمان و مکان تغیراتی پذیرفته اند . این واسونک را گلوریا هم خوانده  در گاه  شنیدن چشمانم جای اشکی بیشتر نداشتند

تورج پارسى

یک چراغی سیت بسازم شیشه‌ اش خورشید نشون

یک فتیله روش بزارم شعله‌اش ظلمت شکون

با کلیدی از سپیده قفل شب را وا کنم

از تو صندوق صدهزار تا مروارید پیدا کنم

ابر سرکش، ابر تیره یکه تازی می ‌کنه

آسمون پر ستاره نیزه بازی می‌ کنه

من رفیق باغ و آبم با بهار همسایه ‌ام

من به دستت از دل خود یک سبد گل داده‌ ام

 

· · · Share · Delete

و گلدان پر از فردا شد

شبی که خورشید از زمین رویید

تورج پارسی

شب ماه

شب ستاره

شب آینه

شب آب

شب بی خواب

شب باران

شب شعر

شب گل سرخ

شبی که خورشید از زمین رویید

و گلدان پر از فردا شد