آّقا جان اینجا بتکده نیست ، اینجا امام و امامزاده نیست ، اینجا پاسارگاد است ، آرامگاه کوروش هخامنشی است ، مردی که درزمان خودغیر از پادشاهان دیگر بود ، نگاهی دیگ...
See more
آقا جان اینجا بتکده نیست ، اینجا امام و امامزاده نیست ، اینجا پاسارگاد است ، آرامگاه کوروش
هخامنشی است ، مردی که درزمان خودغیر از پادشاهان دیگر بود ، نگاهی دیگر به تاریخ داشت !
با او مانند " بت " رفتار نکنید ، این کردار خردمندانه نیست ، این کردار خوانایی با تاریخ و اندیشه بشری ندارد !!!!
آقا جان به گواهی تاریخ و تاریخ دانان " اینجا به راستی بتکده نیست !!
یک اندیشه یا یک انسان تا آنجایی قابل قبول است که بشود نقدش کرد ! اما هنگامی که بت شد و پرستیده شد دیگر نمی شود نقدش کرد ! یک دین می شود ثابت و راکد ! توجه شمارا را به تفاوت ها جلب می کنم . با مهر همیشگی
آّقا جان اینجا بتکده نیست ، اینجا امام و امامزاده نیست ، اینجا پاسارگاد است ، آرامگاه کوروش هخامنشی است ، مردی که درزمان خودغیر از پادشاهان دیگر بود ، نگاهی دیگ...
See more
آن سال بزرگ علوی نویسنده نامور
تورج پارسی
هفتم سپتامبر دوهزار سیزده
آن سال زنده یاد بزرگ علوی به سوئد آمده بود نخستین بار در استکهلم پای سخنرانی اش نشستم البته از روی نوشته می خواند . پس از پایان سخنرانی از وی دیدار کردم نخستین پرسشش این بود که " بی راهه " رفتم گفتم خیر من این جلسه را که برگزار کرده اند بزرگداشت شما بشمار می آورم...
در اینجا باید این نکته را یاد آورم بشوم بسنده آنست برای اهل قلم که سنی از آنها گذاشته باشد تنها بزرگداشت برگزار بشود و یک پرسش و پاسخ کوتاه زمان ! در همین سخنرانی بزرگ علوی به سختی واژه ها را از روی کاغذ می خواند و حتا مرگ هدایت را به بعد از بیست هشت امرداد سی دو برد که خدمت شان گفتم ، به خنده گفت پس بی راهه هم رفتم !.
سپس ازداستان کوتاه " دیو " سخن به میان آوردم گفت این را تحت تاثیر هدایت نوشتم ! کتاب دیو را به دستشان دادم که امضا کردند ، دیوان در این داستان همان سیه جامگانند که غروب ساسانیان را رقم زدند ! !
دور دوم در دانشگاه اپسالا با وی دیدار کردم و پای سخنانش نشستم.......
عشق دکترینش را آگهی می کند :
اگر عداوت و جنگ است در میان عرب
میان لیلی و مجنون محبت است و صفاست
سعدی
جهان بر پرتگاه سقوط !
و انسانیت گرفتار دیوارکشی ها
و سرمایه در پی سود هر چه بیشتر !
آسیاب با خون می چرخد !
ترامپ ملیاردها اسلحه می فروشد
و بشر به بی حقوقی می رسد !
به کجا می برند مارا ؟
سکوت ما بر چرخیدن این آسیاب خواهد افزود ! بی گمان......
تورج پارسی
بامداد روز ششم سپتامبر دوهزار هفده
ایران درودی و هشتاد و یک سالگی اش
تورج پارسی
یادشتی برای شاعر رنگ ها
و آن نگفتیم
که به کار آید،
چرا که تنها یک سخن
یک سخن در میانه نبود:
آزادی
مانگفتیم
تو تصویرش کن !
پیام شاعرانه ی شاملو به ایران درودی نقاش
با نام و کارهای ایران درودی از ایران آشنا بودم تا اینکه دوستی مرا آشناترساخت ، ایران در پاریس بود که به وی زنگ زدم و گپ زدیم و پس تر کتاب " در فاصله ی دو نقطه آش " را به من فرستاد که یکایک واژه ها نیز نشان می داد نقاشی است که واژه ها را نقاشی می کند چنانچه می گوید " رنگ ها و شکل های نقاشی واژه های صمیمانه تر از کلامند " ، از ایران درودی به پل سزان می رسم که می گوید
paul cezzane
: رنگ ها منطق خود را دارند ! و پلاتون یا افلاتون هم می گوید " شعر اثری است سبک ، بالدار و مقدس !
و آنچه امد در واقع : دولت گسترده ی هنرسست که بال دارد و پر و پرواز و جایگاه بلندش آدمی را به خود می آورد . و هنر به گفته ی بیژن مفید : انسان را از ابتذال و بندهای زندگی روزمره می رهاند .
در ایران درودی انسانی فرهیخته دیدم ، وجود او در رنگ ها خانه دارد و قلمش به راستی می چرخد و راستی می افشاند .
خواندن کتاب در فاصله ی دو نقطه را سپارش می کنم. برای آگاهی بیشتر به سایت های زیر نگاهی بشود . با مهر همیشگی
http://fa.wikipedia.org/wiki/
در فاصلهٔ دو نقطه...! زندگینامه نقاش به قلم خود او، ناشر: «نشر نی»