
رنگین کمان نام تو
تورج پارسی
در رنگین کمان نام تو
زمان درون آب و آینه جاریست
تا در وادی غریب زندگی
بر من بتابد.
مرا با چشم هایت گوش کن *
مرا با چشم هایت !
مرا با چشم هایت
تا بشنوی سکوتم را :
ای عشق همه
بهانه از توست
من خامشم
این ترانه از توست ...*
***
* اسکاروایلد پس از خوردن شام این جمله را به آندره ژید گفت :شما با چشم هایتان
گوش کنید ! من هم از وایلد وام گرف...

و ما در شط تلخ ترین سکوت شب همه سویه منجمد شدیم
تورج پارسی
آب تردید نکرد
باد تردید نکرد
خاک تردید نکرد
هوا تردید نکرد
اما سپیده دم بر درگاه زمان مردد ماند که ماند .
تنهایی تردید نکرد
اما آینه در بغض واژه های گریه شکست
و ما در شط تلخ ترین سکوت شب همه سویه منجمد شدیم .
تنهایی تردید نکرد ، نکرد نکرد !
۲۴ دسامبر ۲۰۱۱ اپسالا سوئد


شب چله خجسته باد
سحر کجاست
در این شام تیره ی عشاق
که سر زند و بخواند که " خور
می آید
تورج پارسی



خدایا هر شووم یلدا بگردون
تورج پارسی
سحر دلبر بیومد توی خووم
به دستوم داد باده ، کرد کبابوم
خدایا هر شووم یلدا بگردون
که بیداری شده درد و عذابوم
یلدای۱۹۷۸ ؟

به خاطر دست هایت
تورج پارسی
به خاطر دست هایت
با پای برهنه و پتی
از دیوارهای خاردار زمانه
از همه ی صخره ها و کوه ها ـ بی آنکه مرا کفش های آهنین باشد ـ
از همه گنداب های چرکین در چرک همه ی لحظه های تلخ بی رویا
از همه ی گریه های شبانه ام که عمری است به آن ها عادت کرده ام
عبور می کنم ، عبور
تا سرزمین آبی دستانت را ببویم ،
وببوسم در ترنم لبانی که آواز ی جهانی می خوانند
تا در گستره ی نگاهی فروتن که سال ها ست آنرا پس انداز کرده ام
در چشمانت سفر کنم .
آه اگر دنیا فقط ، فقط یک تخته سیاه به وسعت زندگی داشت
بی گمان نامت را با همه ی خط های جهان بر آن می نوشتم
تا جهان را به یگانگی همیشگی اردی بهشت دست هایت بخوانم .
با پای برهنه و پتی .........................................
فوریه ۲۰۱۰ پاریس