دیروز تاکسی سوار شدم

دیروز تاکسی سوار شد ، راننده عرب بود صباح الخیری گفتم و صباح النوری شنیدم ! سر گپ با او باز کردم ، کشید به موسیقی گفتم موسیقی عرب پس از کلثوم ، عبدالوهاب ، فرید الطرش ،عبدالحلیم حافظ و فیروس مرد که مرد و سپس شروع کردم به زمزمه کردن گمیل گمال از فرید الطرش :

گمیل گمال
مالوش مثال
ولا فی الخیال، صدق اللی قال
زی الغزال.. گمیل گمال
لیه الدنیا جمیلة وحلوة وانت معایا، وانت معایا
.......
راننده با شگفتی به من نگاه می کرد و می گفت شکرا ، شکرا
به مقصد که  رسیدم /بعد شرحش را خواهم نوشت /  رانند گفت ای کاش راه طولانی بود ، مع السامی گفتم و پیاده شدم . امروز به مهر اناز بانو کیان به این صدا رسیدم آفرینی گفتم به کسانی که حرمت موسیقی پیشین عرب را نگاه می دارند . صدایی که صداست و می ماند ...

هیچ


هیچ


تورج پارسی


که "هــــــیــــــــچ "

دشنه ایست بر باورم  ... .

هزار ونهسد و نود

پایان روشنایی

پایان روشنایی


تورج پارسی


سه شنبه پنجم ماه مه دوهزار پانزده


خاموش شدن یک چراغ پایان روشنایی نیست .....

التماس و دعا


http://www.timeanddate.com/worldclock/
التماس و دعا
تریاکی نیستم اما آدم کم خوابی هستم ، اگر همان یک چرت را هم کسی با مهر همیشگی خراب بکند اهل نفرین و دشنام های چارواداری نیستم اما خواهش می کنم رعایت بکنید به من  پس از ساعت نه شب به هنگام کشور پادشاهی سویدزنگ مزنید  ! با این نکته که اصولا زیاد از اهالی تلفن  نیستم چون آدم کم حوصله ای هستم ! البته عیب بزرگی است اما به داده اش شکر !!!
دیشب تازه چشمم گرم شده بود و خواب می دیدم که خوابم اما دوستی از ایران  زنگید و همان یک ذره خواب را هم بر ما حرام فرمود ... به همین سبب عکس ساعت بیگ بن را از دولت فخیمه ی  همیشه در صحنه بریتانیای کبیر  قرض کردم شاید کارساز باشد .. با مهر همیشگی