باز نشر
موسیقی پاسخی است به پرسش های دل
تورج پارسی
آدینه هفتم فوریه دوهزار چهارده
موسیقی پاسخی است به پرسش های دل ، دلی که پرسشى نداشته باشد بی گمان
پاسخی هم نخواهد داشت . خط میانی پرسش و پاسخ تعین کننده ی رابطه ی انسان
است با موسیقی . از سوی دیگر اگر زمینه ى پرسش در انسان باشد موسیقی می
تواند آنرا برانگیزاند .پس هنگامی که از موسیقی می گوییم نوازندگان ،
خوانندگان ، ترانه سرایان را هم مطرح می کنیم . آهنگ ساز ، ترانه سرا و
خواننده برای خود نمی سازند ، نمی سرایند و نمی خوانند بلکه برای ما می
سازند ، می سرایند و می خوانند به همین دلیل هم انباز لحظه های ما هستند ،
در لبخندمان در مویه مان با مایند ، و این نیاز روحی آدمی است ، باید به
نام کهن ترین میراث طبیعت از آن نام برد . این نیاز از کودکی آغازمی شود
برای نمونه لالایی مادران یا پا فراتر بگذاریم بنا بر یک پژوهش دانشگاهی
هنگامی که زنان در دوران بارداری به موسیقی آرامش بخش گوش می کنند روی بچه
ای که در شکم دارند اثر می گذارد . با شرح بالاست که به گفته ی کریستف
ویلی بالد گلوک موسیقی دان آلمانی قرن هیژدهم می رسم که :
موسیقی ابتدا وانتهای زبان است .
موسیقی زبان دیگر جامعه است .
استاد مجید درخشانی و سموم آخوندی که هر روزه بر طرف بوستان می وزد !!
از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
حافظ
این چه وضعی است دختر بپوشانش !!!
تورج پارسی
دوم ژانویه دوهزار پانزده
پرسیدند که چرا ما مردم شریف ایران به پارا دوکس گرفتارهستیم ؟ پاسخ دادم هزار درد بی درمان داریم این یکی هم روش !! به تازگی هنرپیشه ای گل شیفته نام که باشنده ی فرانسه است ، عکسی از برهنگی اش بر جلد مجله ای چاپ شده است ، اگر نام ایرانی نداشت بی گمان می نگریستم و شایدم در دل آفرینی به تن و اندامش می فرستادیم یا با چشمان گرسنه !!! دستی بر او می کشیدیم !!!!...
اما چون آشکار شد که از
تخمه و ترکه " مرز پر گهرست " همه " قیصر " شدیم رگ گردن ها یک جور سیخ
شد ، خون فوران یافت و روی مان نشد بگوییم وای بر بیضه اسلام !!!! الله
اکبر !!!!!روشنفکریم دیگر !! نباید !! اما روشنفکرانه با واژگان " باسن
مبارک " گل شیفته را به شلاق کشیدیم البته با دل سوزی که این چه وضعی است
دختر بپوشانش ؟؟؟؟؟؟؟!!
همین ما ، همین مای منور الفکر!! به همین حکومت " صلواتی " پرور ایراد می گیریم که در همه چیز دخالت می کند حتا در زندگی خصوسی افراد !! آیا این دخالت نیست در کار این بانو ! آیا می باید از من و شما اجازه این کار را می گرفت ؟ این دخالت در کار شخصی یک فرد نیست ؟ من کاری به خوبی یا بدی این کار ندارم ، خوب یا بد، گل شیفته مسئول کار خویش است چرا به خود اجازه می دهیم که خوب بودن یا بد بودن را به ایشان تحمیل بکنیم یا به قول فرهیخته " رهنمود "!!!! بدهیم ؟ چرا به راستی چرا ! به قول غلومی در ما هزاران " صلواتی " وول می خورد !!!
نخستن دم از سال دوهزار و پانزده را با " شاه بیتی " از مولانا آغاز بکنیم :
مرغ دل عاشقان باز پر نو گشود .......