کودتای بیست و هشت امرداد سال سی دو و پی آمدهایش 
تورج پارسی 
یاداشت روزانه
پرده نخستین
در بیست هشت امرداد سال سی دو، سازمان سیا و ام ای ایکس و .... بر علیه حکومت ملی دکتر مصدق کودتا کردند ، و با این کودتا با دگر گون ساختن حرکت تاریخ ملی میهن روبه رو شدیم .....که هم چنان از آن روز شوم تا این روز شوم به آن دچاریم !
بگیر به بندها و تیرباران ها آغاز و نفس ها را بستند ،، زنده یاد اخوان در شعر زمستانش آنرابه خوبی به تصویر کشیده است ! زمستان "ی که " هوا بس ناجوانمردانه سرد " گردید :
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان
نفس ها ابر، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلت های بلور آجین
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است.

کودتا و فردایش :

فردای کودتا شاه از رم برگشت و شرکت های نفتی ، نفت ملی ایران را به قول اخوان" و کشتی ها بردن ها " آغاز کردند ودکترمصدق تا آخر عمر در زندان خانگی ماند و مرد و قانون اساسی کشور وادار شد تا بر قدرت ملوکانه بیافزاید !
"یرواند آبراهامیان، تاریخ دان می‌گوید بر اساس آنچه در نوشته‌های دونالد ویلبر، از ماموران سیا و از طراحان عملیات تی‌پی آژاکس آمده، یکی از نخستین بخش‌های مهم برای فردای کودتا، سرکوب حزب توده بوده است. سرکوب اصلی که توسط پلیس و ارتش رخ داد، علیه حزب توده بود. در واقع آنها تشکیلات حزب توده را به کلی از بین بردند. سیا هم به شکل قابل توجهی کمک کرد. آنها حتی فهرستی از کسانی را که باید دستگیر شوند، پیش از کودتا در دست داشتند. در گزارش ویلبر هم آمده که بلافاصله بعد از کودتا باید رفت سراغ این افراد که نام هاو آدرس‌هایشان را در اختیار داشتند". به تازگی اسناد سیا منتشر شد و و راز سر به مهر آیت الله ها و ... همکاران ایرانی این کودتا هم آشکار تر گردید ! 
پرده دوم :
تیرباران شاخه نظامی حزب توده ایران و ترانه مرا ببوس
گاه در راه اندیشه و عشق به زندگی ، مرگ آنچنان رنگ می بازد و کوچک می شود که می توان بر پشت آن دست کشید . مجید وفادار آهنگساز نامدار روی شعری از دکتر حیدر رکابی متخلص به هاله ترانه ای ساخت که باویلنش و پیانوی انوشیروان روحانی و صدای حسن گلنراقی روی صفحه ضبط وبه نام مرا ببوس پخش شد . پخش این آهنگ همزمان شد با اعدام افسران توده ای و حتا عنوان شد که ترانه از سرگرد وکیلی افسر توده ای است ! و همین از ترانه حماسه ساخت !
در ترانه از جدایی و بدرود ، فریاد به گوش می رسد . مرگ دراین ترانه سرنوشت است ، سرنوشتی گریزناپذیر ، اگرچه معترف به آن می شود که " بهار ما گذشته است " و چندین بار تاکید می کند بر بهار ی که گذشته است ودیگر نیست . اما می خواهد که با گروه گذاشتن جان ، از توفانها بگذرد تاقلب تاریکی را با آتشی که در کوهستان هابرمی افروزد ، روشن کند . ترانه یاد آورحماسه ی آرش می شود . پخش این ترانه همزمانی و همزبانی می کند با اعدام افسران و همین در سینه ی مردمان کششی پیدا می کند با حاصلی پربار و استقبالی غیر قابل گفتن و فروش بی شمار آن و زمزمه آن .
مراببوس افزون بر زیبایی و دلنشینی شعر و آهنگ و آوای گرم و گیرای گلنراقی با همزمانی با یک جریان سیاسی به عنوان یک آهنگ سیاسی نیز مطرح می گردد .

مرا ببوس مرا ببوس ۲
برای آخرین بار ترا خدا نگهدار که می روم به سوی سرنوست
بهار ما گذشته گذشته ها گذشته منم به جستجوی سرنوشت 
در میان توفان هم پیمان با قایقران ها
گذشته از جان باید بگذشت از توفان ها
به تیره شب ها با یاران دارم پیمان ها
که برفروزم ، آتش ها در کوهستان ها
آه شب سیه سفر کنم ز تیره ره گذر کنم 
دگر تو ای گل من سرشک غم به دامن برای من میفکن 
دختر زیبا امشب بر تو میهمانم 
در پیش تو میمانم
تا لب بگذاری بر لب من

Image may contain: 3 people, people standing